بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘حقوق شهروندی’

خاطرات کتاب اول

تیر ۲۹م, ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۳ دیدگاه

کتاب اول در سال ۱۳۷۳ فعالیت خود را شروع کرد و اولین شرکت در زمینه یلو‌پیجز (Yellow Pages) در ایران بود. در ابتدا کتاب اول شروع به جمع‌آوری اطلاعات مشاغل در تهران کرد و تاکنون بیش از ۲۰۰٫۰۰۰ مرکز شغلی در بانک اطلاعات این شرکت ثبت شده است. و در سال ۱۳۷۴ اولین نسخه از کتاب بانک اطلاعات کتاب اول منتشر شد.

در ابتدا انگیزه‌ی واحدی برای شروع این پروژه در ایران بود. اونهم صرفه‌جویی در وقت و هزینه. و با استفاده از الگوبرداری صحیح از یلوپیچز کشور آمریکا پیاده سازی شد. در ویدیوی زیر جمال الدین بهشتی، مدیر عامل شرکت کتاب اول درباره تاریخچه راه‌اندازی شرکت توضیح می‌دهد.

کلا خودم از راه‌اندازی بسترهای اطلاعاتی خیلی استقبال می‌کنم. و یه قسمتی از این ویدیو هست که درباره دیدگاه تهیه کنندگان و مصرف کنندگان کتاب‌های یلوپیجز صحبت می‌شه:

مردم تا جایی که امکان داره اطلاعاتشون رو از تلفن یا اینترنت تهیه می‌کنند و اعتقادشون اینه‌که حرکت در سطح شهر باید برای تفریح باشه نه برای کار

واقعا تصور کنید که اگر سرویس‌دهی شهری در ایران طوری باشه (که معمولا هم به نظر من اینطوره) که نیازی به مراجعه حضوری نباشه و از طریق تلفن یا اینترنت نیاز مردم حل بشه. به خصوص برای شهرهایی مثل تهران که ترافیک، آلودگی هوا و رفت و آمد از مشکلات اصلی شهر می‌باشند.

ویدیوی دیگری هم در مورد مقایسه نحوه تولید یلوپیجز در ایران و سایر کشورها تولید شده که یکی از پربیننده‌ترین ویدیوهای ما می‌باشد. در زیر این ویدیو رو هم گذاشتم.

لینک‌های کمکی

تاریجچه‌ی کتاب اول
تمامی ویدیوهای کتاب اول

پی‌نوشت: در پست‌های قدیمی گزارشی از کتاب اول منتشر شده بود که خوندن اون خالی از لطف نیست.

پارکینگ‌های اختصاصی محله

تیر ۴م, ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۲ دیدگاه

چند روزیه که یه مسئله مدام برام اتفاق میفته و تقریبا به یه مشکل روزانه تبدیل شده. اون‌هم مسئله «پارکینگ خصوصیه».

مشکل اینجاست که من متوجه نمی‌شم که آیا جای پارک تو کوچه یا خیابون متعلق به همه‌ست یا فقط برای احالی اون محله‌ست؟

داستان از اونجا شروع شد که هفته پیش با دوستم رفته بودیم تعمیرگاه که به علت جای کم تعمیرگاه مجبور بودیم که ماشین رو روبروی تعمیرگاه پارک کنیم؛ در حال پارک بودیم که همون لحظه یه خانم از پشت ما بوق و چراغ زنان اومد و چراغ راهنمای چپش هم روشن بود. از اونجایی که ما یه‌کم پایین تر از کوچه پارک کرده بودیم، من فکر کردم که این خانم می‌خواد بره تو کوچه ولی نمی‌تونه رد بشه. به دوستم (راننده) گفتم که برو جلو این خانم رد بشه. غافل از اینکه این خانم می‌خواست [خواست و تونست] جای ما پارک کنه. بعد که ما در کمال تعجب از اینکه چرا این خانم مارو مانند حیوانات گوش‌دراز فرض کرده بود،  پیاده شدم و در حالی که می‌خواستم بگم «خانم ما اینجا پارک کرده بودیم که شما ما رو هل دادی جلو» که خانم با حالت خیلی طلبکارانه گفت: «روبروی خونمونم هم نمی‌تونم پارک کنم؟» بماند از اون آقایی که ظاهرا شوهر این خانم بودن و تا کمر از پنجره خونشون خم شده بود و دائم به من می‌گفت «بفرمائین». انگار که خود خانم نمی‌تونه حرف بزنه و اصرار داشت که با اون صحبت کنم! به هر حال ما هم در کمال تعجب و حرص خوردن بسیار (برای دوستم) رفتیم یه‌جا دیگه پارک کردیم.

دوباره چند روز پیش رفته بودم رستوران که یکی از شعبه‌هاش تو سعادت‌آباده. وقتی پارک کردم دیدم آقایی که به خاطر لباسی که پوشیده بود، فکر کردم پارک‌بانه، اومد جلو و سئوال کرد «داری میری رستوران؟»، گفتم «آره»، گفت «پس برو پایین تر از چهارراه پارک بکن، چون اینجا همسایه‌ها می‌خوان پارک کنن و اعتراض می‌کنن». پیش خودم گفتم که این هفته حتما «هفته کرامت از همسایگان هستش، که همه نگران هستن». به هر حال بعد از کمی بحث رفتم یه جای دیگه پارک کردم، ولی چون هنوز بالای چهارراه بودم، اون آقا از من خواهش کرد که تو ماشین غذا نخورم تا «همسایه نفهمن که من مشتری رستوران هستم». از اونجایی هم که من می‌خواستم غذا رو ببرم، قبول کردم و رفتم. زمانی هم که تو رستوران منتظر بودم، دیدم که برای  سایرین هم این اتفاق افتاده.

حالا این‌همه سرتون رو درد آوردم که فقط بگم، اگه ممکنه یکی لطف کنه و جواب این سئوال منو بده. آقا یا من اشتباه می‌کنم یا نمی‌دونم؛ ولی لطفا اونی‌که می‌دونه بگه. آیا جای پارک تو خیابون و کوچه متعلق به اهالی اون محله‌ست، یا همه حق پارک‌کردن مساوی دارن؟ یا این فقط تو فرهنگ ما به عنوان حق برداشت شده؟

نکته: نمی‌دونم که این مشکل باید توسط شهرداری، شورا یاری، ریش سفید محله، بچه‌های اون محله و یا دوستان و آشنایان حل بشه.