بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘رویدادها’

کتاب نقشه، هدیه‌ای مناسب برای صاحبان مشاغل

دی ۲۴م, ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۳ دیدگاه

تبلیغ عمودیفکر می‌کنم همه از گرفتن هدیه خوشحال می‌شن. البته بماند که کلا گرفتن هدیه مناسب برای افراد مختلف یکی از دشوارترین کارهاست و بعضی وقت‌ها ممکنه که نشه بهترین هدیه رو تهیه کرد. هر چند گاهی هم آنقدر هدیه دادن برای افراد بی اهمیت است، طوری که فکر می‌کنی طرف از رو ناچاری اینکارو می‌کنه. در نهایت نه هدیه دهند و نه گیرنده راضی نخواهند شد. این مثال بیشتر برای اون دسته افراد رخ می‌ده که بخوان هدیه کسی رو به شخص دیگری هدیه بدن.

شخصا فکر می‌کنم که این روزها یکی از فواید شبکه‌های اجتماعی شناخت بیشتر سلایق دوستان و نزدیکان می‌باشد. اطلاعاتی مانند ورزش، کتاب، فیلم، موسیقی، شاعر، کشور و خیلی اطلاعات دیگر که مورد علاقه شخص می‌باشد. همین اطلاعات می‌تونه در مسیر پیدا کردن هدیه مناسب کمک کنه. البته من دوستی دارم که حتی به این اطلاعات هم بسنده نمی‌کنه و برعکس سعی می‌کنه که به دلبستگی‌های شخصی هر نفر که از نزدیک در ارتباط بوده بیشتر اهمیت بده و به گفته‌ی خودش باعث شده که هدایای مناسب‌تر و کاربردی‌تر برای دوستانش تهیه کنه.

همه ساله در زمان‌های مختلف برای مناسبت‌های گوناگون پیشنهادهای مختلفی برای هدیه دادن برای ما ارسال، و یا اینکه در مکان‌های مختلف تبلیغ می‌شه. یکی از مناسبت‌های مهم ما ایرانیان سال نو و عید نوروز می‌باشد که بیشتر افراد در این روزها یا به هم عیدی می‌دهند و یا هدیه تهیه می‌کنند.

شرکت کتاب اول هم هدیه‌ای تهیه کرده که مناسب برای سازمان‌ها، موسسات، شرکت‌ها و تمامی صاحبان مشاغل می‌باشد.

به همین دلیل لازم دیدیم که این محصول را که برای ۱۵ اسفند ۸۹ آماه ارائه می‌باشد، توضیحاتی برای معرفی از تهیه کنندگان این مجموعه برای علاقه‌مندان آماده کنیم.

سازمان ها، موسسات، شرکت‌ها و تمامی صاحبان مشاغل یکی از بهترین روش‌های تبلیغاتی را اهدای مستقیم یک هدیه تبلیغاتی ارزشمند به مخاطبین خود می‌دانند.

این روش به حق اثر بخش است. معهذا زمانی این روش به درستی انجام می شود که سه شرط اساسی زیر را به جای آورد:
اول: هدیه، ارزش مادی یا معنوی کافی داشته باشد.
دوم: هدیه، کاربرد کافی داشته باشد.
سوم: هدیه، بیشترین زمان ممکن نزد مخاطب بماند.

کتاب نقشه تولید شده در کتاب اول نه تنها هر سه شرط مذکور را داراست، بلکه از اغلب هدایای تبلیغاتی ارزشمند نظیر سالنامه یا سررسید، ارزانتر تمام می‌شود، ارزش فرهنگی دارد، در راستای اهداف مدیریت شهری است و هیچ گاه دور انداخته نمی شود.

کتاب اول با هدف گسترش فرهنگ نقشه خوانی و تردد سریع و آسان در شهر، اقدام به تولید کتاب‌های نقشه با سالنامه و سایر کاربردهای متنوع نموده است.  بدیهی است، از آن جا که منافع کتاب اول از طریق توزیع گسترده و آشنایی بیشتر صاحبان مشاغل و شهروندان با این محصول و استقبال بیشتر برای خرید محصولات و سفارش آگهی تامین می شود، قیمت فرم های چاپ شده در این تعرفه تنها شامل هزینه آماده سازی نقشه، خریدن مواد اولیه و حق الزحمه دست اندرکاران تولید و چاپ می شود. لذا با عنایت به این توضیحات تقاضا می‌شود از نمایندگان کتاب اول درخواست تخفیف و امتیازات دیگری نشود.

برخی از سفارش دهندگان کتاب نقشه «از یک تا سه بار تا سال ۸۹»
نیروی انتظامی – سامانه ۱۳۷ شهرداری تهران – لابراتوار دکتر اخوی (سی گل) – دانژه آریا (هوفنبرگ) – آبسال – خودرو سرویس شهر – ایرانسل – اشتاب  ـ الگا ـ تکنو در ـ سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران – تجهیزات مدارس ایران – اسانس ایران – سامان بارز – شرکت سرمایه گذاری مسکن – پزشکی هسته ای الوند – قدر ـ کاربراتور ایران – توزین صدر – زرین مهر – شیرزاد – البرز ابزار – اشتاب – بتن پاس – ایمن سازان قشم – ره آورد پرند – آتوسا – پرتو آبگردان – گازلوله ـ سلسله آب حیات کرمان – فرافوم – آریا ارچین – آژند تونل – چیاچم – فرآورده‌های قشم – سنگ سالار – آراد گاز گستر – آ. اس.پ – دنیای آرزو – پراش نور ـ آژند تونل ـ چیاچم  ـ جوش پارس پایا – پراش نور – هتل ملل – روانان – فولاد پایا -  پایاب زمزم -  فولاد جویان فجر – کبیر پانل – طرح و ماکت – گلگون آفرین – جنرال تهویه ـ عایق حصار مهران – ایرانیان تندیس – روغن کار – صنعت یاران – یراق آوران پویا- پیشگامان صنعت سازه – توچال تهویه ایرانیان – ایمن سازان پیشرو – فرافوم – سازگار ارقام ـ صنعت یاران و …

تلفن سفارش در تهران: ۸۲۸۶

بنر افقی

انتشار مجموعه کتاب اول ۹۰ در اسفندماه

آذر ۲۲م, ۱۳۸۹ آیدین حبیبی Comments off

مجموعه کتاب ۹۰

اگر از کسانی باشید که هنوز از کتاب‌های زرد رنگ کتاب اول استفاده می‌کنید، خبر خوبی برای شما در راه است. همانطور که قبلا در پستی نوشته بودم، سری جدید کتاب اول ۹۰ به صورت یک مجموعه منتشر خواهد شد. این مجموعه شامل یک کتاب راهنمای مشاغل، یک کتاب نقشه همراه و یک سی‌دی خواهد بود. این مجموعه تا چندماه دیگه یعنی دقیقا ۱۵ اسفندماه ۸۹ آماده پخش می‌شود.

اطلاعات بیشتر درمورد این مجموعه:

مجموعه کتاب اول ۹۰ به عنوان هشتمین دوره انتشار کتاب اول، اسفندماه ۸۹ منتشر می شود. این مجموعه برخلاف دوره‌های قبل که به صورت یک کتاب دو جلدی حاوی اطلاعات صاحبان مشاغل، نقشه ترافیکی شهر تهران و اطلاعات عمومی مختصری از شهر تهران بود، این دوره به صورت سه محصول در یک بسته ارائه می شود. محصولات این بسته شامل:

  • کتاب راهنمای مشاغل: این کتاب همانند سنوات گذشته در قطع رحلی (A4) با محتوای اطلاعات صاحبان مشاغل براساس نوع کالا یا خدماتی که ارائه می‌دهند، منتشر می شود.
  • کتاب نقشه همراه: این کتاب حاوی نقشه گردشگری شهر تهران با جانمایی مراکز مهم شهر و جهت حرکت در معابر یک طرفه و همچنین اطلاعات عمومی شهر تهران به صورت مصور تحت عناوین دیدنی ها و دانستنی های تهران در ابعاد وزیری با صحافی سیمی منتشر می شود که به دلیل سهولت استفاده به صورت همراه در اتومبیل و گشت و گذار در شهر به این روش طراحی شده است
  • لوح فشرده (CD) مکان محور: لوح فشرده براساس روز آمدترین روش‌های نرم‌افزاری با تکیه بر مکان محور بودن اطلاعات کتاب اول طراحی شده است؛ به گونه ای که اطلاعات هر یک از مراکز مهم به صورت اطلاعات توصیفی و با جانمایی روی نقشه و اطلاعات صاحبان مشاغل در شهر تهران با محدوده آدرسشان روی نقشه به راحتی قابل دسترس می‌باشد. علاوه بر این امکان جانمایی شخصی مراکز مورد نظر روی نقشه و سایر قابلیت‌های جذاب و کاربردی دیگر برای کاربران این (CD) نیز فراهم شده است.

اتوبوس‌های تندرو یا بزرگ‌راه کندرو؟

تیر ۲۴م, ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۱ دیدگاه

به قول ویکی‌پدیا

بزرگ‌راه، راهی است که خطوط رفت و برگشت آن جدا از یکدیگر باشند و معمولاً در درون شهرها ساخته می‌شود و گاه اجباراً دارای تقاطع‌های هم‌سطح، میدان‌ها و چراغ راهنمایی نیز هستند. بر پایهٔ تعریف مرکز آمار ایران بزرگراه «راهی است حداقل با چهار خط که مسیر رفت و برگشت آن به طور فیزیکی از یکدیگر مجزا و تقاطع‌های آن می‌تواند به صورت هم‌سطح باشد.» بزرگراه‌ها، به منظور کاهش ترافیک طراحی می‌شوند.

هر چقدر فکر می‌کنم، باز هم به این نتیجه می‌رسم که راه‌اندازی این دو خط مخصوص اتوبوس‌های تندرو در بزرگراه چمران (پارک‌وی) از سریعترین پروژه‌هایی بوده که از زمان تصمیم‌گیری تا راه‌اندازی اون خیلی طول نکشید. به شکلی که تقریبا از پنجشنبه تا شنبه هفته پیش (۱۷ تا ۱۹ تیر) و دو روز تعطیلی یک‌شنبه و دوشنبه که برای گرمای هوا بود، جداسازی مسیر اتوبوس‌ها در سمت جنوب به شمال از پل گیشا تا شهربازی سابق تموم شده بود. از شروع این پروژه، مسدود کردن دوربرگردان پل گیشا و نمایشگاه بین‌الملی از معظلات بزرگی بوده که هنوز این‌کار تموم نشده، مشکلات ترافیکی این منطفه رو چند برابر کرده. نمی‌دونم که وقتی تماما راه‌اندازی بشه، چی می‌شه؟!

مسیر راه‌اندازی اتوبوس‌های سریع‌اسیر

بزرگراه چمران مسیر شمال به جنوب

راستش من دلیل این همه عجله برای راه‌اندازی این پروژه رو متوجه نشدم و ای کاش که اول این طرح برای مدتی به‌صورت آزمایشی استفاده می‌شد و در صورت موفقیت کامل راه‌اندازی می‌شد. حالا آیا راه‌اندازی این پروژه چقدر می‌تونه به رفت و آمد کمک کنه رو باید بعدا دید. ولی از شواهد فعلی، ترافیک شدیدی در قسمت پل گیشا ایجاد کرده و باعث شده که تمام کسانی که می‌خوان از سمت جنوب به شمال چمران وارد گیشا بشن، تا ورودی اتوبان حکیم حرکت کنن و بعد دور بزنن و به سمت گیشا برگردند. این یعنی دوبرابر کردن حجم ترافیک ورودی اتوبان حکیم!

ورودی به بزرگ‌راه حکیم از برزگ‌راه چمران

ورودی به بزرگ‌راه حکیم از برزگ‌راه چمران

مطلب بعد اینکه ظاهرا قراره کلا تعداد ۷ عدد اتوبوس تندرو (BRT) در این مسیر در حرکت باشه. و تا جایی که من دیدم این مسیر هیچ خروجی جز مبداء و مقصد نداره و اگر یکی از این اتوبوس‌ها در مسیر خراب بشه، تمام اتوبوس‌های پشتی گیر می‌افتن و حتی امکان امدادرسانی هم خیلی مشکل خواهد شد.

مهم‌تر از همه این‌که بزرگ‌راه چمران یکی از راه‌های اصلی اتصال شمال-جنوب بوده و با این‌کار قطعا در رفت و آمد این مسیر اختلال خواهد افتاد.

راستش من که به شخصه خیلی دوست دارم استفاده از وسائل نقلیه عمومی خیلی راحت بشه و امکان رفت و آمد با اتوبوس و مترو فراگیرتر بشه تا بلکه از رانندگی تو این ترافیک راحت بشیم. امیدوارم!

لینک خبر
سایت ایلنا

نمایشگاه نگاه گذر در متروی تهران

تیر ۱۵م, ۱۳۸۹ آیدین حبیبی Comments off

چندروز پیش به توصیه دوستم سروش تصمیم گرفتم که برای دیدن نمایشگاه هنری به متروی تهران برم. بعد از پایان کارم تو شرکت از خیابان سمیه به سمت ایستگاه طالقانی راه افتادم. مقصدم ایستگاه بهشتی بود. دقیقا سه ایستگاه مترو. فکر نکنم ۱۰ دقیقه بشتر شد.

قرار بود که به اون ایستگاه (بهشتی) برم تا از راه‌اندازی نمایشگاه هنری دیدن کنم و شاید هم چندتا عکس برای این پست بگیرم. خیلی مطمئن نبودم که بشه تو مترو عکس بگیرم و خودم رو آماده کرده بودم که رسیدم اونجا اون متن توی ذهنم رو برای افراد مختلف تکرار کنم. می‌گفتم: «سلام، من از کتاب اول اومدم و می‌خواستم از این گالری خوشنویسی توی مترو یه گزارش تهیه کنم و اگه ممکنه که من چندتا عکس بگیرم …» همینطور که اینارو با خودم مرور می‌‌کردم و بعضی وقتها هم به خودم جواب می‌دادم که اونا می‌گن «برو آقا از فلان جا مجوز بیار، برو با فلانی صحبت کن و …»

در بین راه دوربینم رو روشن کردم که برای عکس‌برداری آماده باشه. وقتی پیاده شدم، یه‌کم محیط برام جدید بود، چون این دومین باری بود که سوار مترو می‌شدم. اولین‌بار پارسال بود که با دوستم از ایستگاه بازار تا هفت تیر اومدیم و واقعا لذت بردم. خیلی مسیرم برای مترو سوار شدن مناسب نیست. به هر حال وارد ایستگاه شدم و یه‌کم جلوی ایستگاه قدم زدم و بعد چند عدد از کارهایی با تابلوی «نگاه گذر» دیدم و گفتم که خوبه همین چندتاست. همین الان عکس می‌گیرم و بعدش می‌رم. ازش چندتا عکس با عجله گرفتم که شاید عکس خوبی هم نباشه و با عجله به سمت  راه‌روی خروجی رفتم.

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

اونجا که رسیدم، دیدم که اصل کاری اینجاست و تمامی آثار خطاطی توی راهرو به نمایش گذاشته شدن. تا انتهای راه‌رو رفتم و تمامی کارهای هنری رو دیدم و بعد سعی کردم که یه‌جا وایستم تا خیلی رفت و آمد نداشته باشه که چندتا عکس بگیرم. دوتا عکس زیر رو هم با عجله گرفتم و به سمت راه‌روی خروج حرکت کردم.

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

همونطور که می‌بینید، تعدادی آثار خوشنویسی در این مکان به نمایش گذاشته و علاقه‌مندان برای دیدن و حتی خریدن این آثار می‌تونن دست به‌کار بشن. به نظر من انتخاب ایستگاه مترو به عنوان یکی از پرترددترین مکان‌های عمومی، فضای بسیار مناسبی برای ترویج فرهنگ آشنایی با کارهای هنری است.

شاید شماها هرروز از مترو استفاده می‌کنین و این آثار رو چندین بار دیده باشین و دقت لازم رو نکرده باشین. ولی برای من این‌کار تو تهران جالب بود.

نکته جالب: در حالی که تو راه‌روی خروج بودم، همش حواسم به در و دیوار و تابلوها و هشدارها بود و تمامی علائم ممنوعه من جمله سیگار، سگ و غیره ممنوع ولی هیچ علامتی برای عکاسی ممنوع نبود. ضایع شدم و اومدم بیرون.

سایت متروی تهران که آدرسش رو توی منابع در زیر نوشتم، هیچ اشاره‌ای به این گالری نکرده، و من فقط از قسمت  فرهنگ مترو سواریش استفاده کردم.

منابع
متروی تهران
فرهنگخانه

شگفتی در جام جهانی و سینما پردیس

تیر ۱۳م, ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۶ دیدگاه
طرفداران خوشحال آلمان بعد از بازی آلمان-آرژانتین

طرفداران خوشحال آلمان بعد از بازی آلمان-آرژانتین

امروز هم بازی آرژانتین-آلمان در دور یک‌هشتم بود و آرژانتین مغلوب بازی بسیار خوب و حساب‌شده آلمان شد و در نهایت بازی رو ۴ به صفر واگذار کرد. بازی آرژانتین رو به‌غیر از امروز دوست داشتم ولی بیشتر به خاطر حمایت از دوستم و برادرم به جمع طرفداران این تیم در سینما پردیس پیوستم.

امروز چون حواسم بیشتر از بازی دیروز جمع بود، بیشتر به دور و برم توجه داشتم و برای همین نکات بیشتری به چشمم اومد. اولین مشکل در بی‌نظمی کارکنان سینما بود. از روز اول قرار بود که بلیط‌های بازی‌ها از ۱۱ صبح روز بازی فروخته بشه، ولی این اتفاق نیافتاد و بلیط‌های بازی‌های دیروز و امروز رو تماما دیروز صبح فروختن؛ که بعد از اعتراض مردم، یک سالن برای بازی امروز (آرژانتین-آلمان) اضافه کردن. متاسفانه حتی با پرداخت ۵۰۰۰ تومان برای دیدن هر بازی سرویس ویژه‌ای از سمت سینما برای بینندگان ارائه نمی‌شه.

بازهم مثل دیروز، درب سالن دیر باز شد، با این تفاوت که دیروز به سرود ملی رسیدیم ولی امروز به سوت اول بازی. یه راست رفتیم سر جامون نشستیم و خودمون را آماده یک بازی هیجان‌انگیز کردیم.

فردریش، زننده سومین گل آلمان

فردریش، زننده سومین گل آلمان

شیشه اتاق آپارات تمیز نبود برای همین روی پرده یه لکه ۳-۲ متری نقش بسته بود و قسمت چپ تصویر روی پرده رو مختل کرده بود. اواسط بازی بود که سعی کردن با دستمال و شیشه پاک‌کن، شیشه رو تمیز کنن ولی خراب‌تر شد و همه صداشون دراومد. درآخر بین نیمه این مشکل حل شد. و چون تصویر از پروژکتور پخش می‌شد، رنگ و وضوح تصویر هم تنظیم نبود. ۱۰ دقیقه اول نیمه دوم، تماشاچیا خودشونو کشتن اینقدر گفتن «آقا تصویر خرابه، روشنتر، رنگ بده و حتی برای جلوگیری از ابهامات یکی هم گفت «Brightness خرابه!». بالاخره به لطف آقای پروژکشنیست (نمیدونم آیا اصلا همچین شغلی داریم یا نه) رنگ و تصویر هم درست شد.

لیونل مسی در بین سه بازیکن آلمان

لیونل مسی در بین سه بازیکن آلمان

حالا که نور سالن هم کم شده بود و مشکلات سالن کم‌کم برطرف می‌شد، نوبت به دوستای توی سالن رسید. یه چیز جالب امروز بین طرفداران (بیشتر آلمان) دیدم و اونم این بود که این دوستان اصلا به بازی تیمشون توجه نداشتند و متوجه نبودند که آلمان چقدر خوب بازی می‌کنه و کلا در این دوره از مسابقات بازیه خوبی از خودش ارائه کرده. ولی برعکس منتظر بودن که یه بازیکن آرژانتینی یه کار اشتباه بکنه؛ اینقدر هووو می‌کردن که بیا و ببین. یا اینکه هروقت تصویر مارادونا رو نشون می‌داد، انواع شعارها مثل «دیگو تیمتو وردارو برو – یواخیم سروره مارادونائه». چندتا دیگه که پشت ما نشسته بودن که من تا آخر بازی دقیقا نفهمیدن طرفدار کدوم تیمن. چون هر کی خراب می‌کرد، شاکی می‌شد و هر‌کی خوب بود با ماشاالله گفتن تشویقش می‌کرد. شاید هم طرفدار یک فوتبال تماشاگر پسند بود. کسی چی می‌دونه. چندنفر اون طرفتر هم دوستان دیگه بودن که فقط ایراد می‌گرفتن که چرا فلانی وحشی شده، چرا فلانی معتاده، فلانی فکر کرده که تو فوتبال بانوان بازی می‌کنه (نه اینکه فوتبال بانوان بد باشه، چون ظاهرا این بازیکن آرژانتینی مثل خانوما بازی می‌کرد. چی بگم؟) اونا هم ظاهرا طرفدار تیم آلمان بودن.

در نهایت بازی خیره کننده‌ای از آلمان دیدم و از مدیریت بازی اونها لذت بردم. یکم هم نگران شدم که اگه آلمان با هلند بیفته، بازی سختی در پیش خواهد بود.

کلوسه، رننده دو گل در دقایق ۶۸ و ۸۹

میروسلاو کلوسه، زننده دو گل در دقایق ۶۸ و ۸۹

من نتونستم یکی از مسئولان سینما پردیس رو پیدا کنم و کمی انتقاد کنم تا شاید کمی کیفیت کارشون بهتر بشه. ولی اگه شما دیدین، سلام من‌رو هم برسونین. ممنون

منبع عکس: سایت فیفا

جام جهانی در سینما

تیر ۱۲م, ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۶ دیدگاه
سینما پردیس ملت پس از بازی هلند-برزیل

سینما پردیس ملت بعد از بازی هلند-برزیل

با نزدیک شدن به آخرای جام‌جهانی، هیجان این بازی‌ها هم فوق‌العاده زیاد شده. به طوری که چند سینمای تهران هم شروع به پخش مستقیم این بازی‌ها کردن. البته به شکل ایرانیش. حالا جلوتر می‌گم که منظورم چیه.

امروز هم من برای اولین بار با چهارتا از دوستام رفتیم سینمای پردیس ملت برای بازی فوق‌العاده حساس هلند-برزیل. به خاطر پیدا کردن جای پارک از ساعت ۵:۳۰ اونجا بودیم، درصورتی‌که قرار بود بازی ساعت ۶:۳۰ شروع بشه. تو این یک‌ساعت هم مشغول صحبت باهم و گه‌گاه هم با طرفداران هردو تیم. من‌که خودم از طرفداران پروپا قرص هلند هستم و تقریبا از زمانی که فوتبال رو شناختم، طرافدار نارنجی‌ها بودم.

تعداد نارنجی پوش‌ها داشت بیشتر می‌شد (البته منظورم کسانی بود که لباس نارنجی پوشیده بودند، شاید برزیلی‌ها لباس زرد نپوشیده بودند) و آقایی هم مشغول فیلم‌برداری بود که ظاهرا درحال تهیه فیلم مستندی بود. متاسفانه خیلی مطمئن نبودن که چه زمانی ویدیو حاضر می‌شه، وگرنه ازشون می‌خواستم که برای این پست، ویدیوشون رو به اشتراک بذارن. عده‌ای هم طرفداران خارجی بودند که برای تشویق هلند اومده بودند. ساعت ۶:۲۰ دقیقه بود که یکی از بازیکنان قدیم برزیل وارد سالن شد. جرزینیو که شخصا نمی‌شناسمشون، چون در زمان پله کاپیتان تیم ملی بودند. از این‌جا اون هماهنگی ویژه که معمولا در ایران اتفاق میفته، شروع میشه.

قبل از شروع بازی

ساعت تقریبا، ۶:۲۸ دقیقه بود که هنوز درب سالن رو باز نکرده بودن. انگار که اصلا مهم نیست که اوایل بازی رو ببنیم، یا اینکه می‌خوایم بریم فیلم ببینیم و ده دقیقه اولش تبلیغه. وقتی درب رو باز کردن، که دو تیم مشغول سرود ملیشون بودن. تازه باید جامون رو پیدا می‌کردیم، که اونجا یکی از مسئولان سالن گفتن که هرجا دوست دارین بشینین (حداقل این چیزی بود که دوستام گفتن). ما هم نشستیم یه‌جای خوب، ظاهرا اکثرا هم این‌کار رو کرده بودند. چند دقیقه‌ای از بازی گذشته بود که اومدن و مارو بلند کردن و ما هم رفتیم سر جامون (ردیف اول سالن).

نیمه اول

هنوز جای خودم رو پیدا نکرده‌بودم که برزیل گل اول (آفساید) رو زد. پیش خودم گفتم این نامردا هنوز بازی شروع نشده، شروع کردن به گل زدن. فقط چند دقیقه بازی خوب از هلند دیدیم و بیشتر نیمه اول با نتیجه یک بر هیچ به نفع برزیل تمام شد. و برای بین نیمه به بیرون سالن رفتیم.

نیمه دوم

با امید زیاد به سالن برگشتیم و چند دقیقه‌ای نگذشته بود که گل اول هلند (گل خودی برزیل) زده شد. تمام طرفداران خیلی خوشحال شده بودند و نفس تازه‌ای بین هلندی‌ها افتاد. صدای بلندگوهای سالن در کیفیت پایینی بود و حتی چند دقیقه‌ای هم کاملا قطع شد و باعث شد که بسیاری از طرفداران دو تیم به جای سردادن شعار برای تیمشون، شروع کردن به شعار دادن «صدااا سوراخه، صدااا خرابه». راستش تا آخر بازی هم خیلی فرقی نکرد. منتها چون ما تو ردیف اول بودیم و هیجان زیادی داشتیم، خیلی متوجه نبودیم. بعد از اون گل و کلا در شروع نیمه دوم، بازی هلند فرق کرده بود و بیش‌تر به حرکات فردی روی‌آورده بودن که کاملا هم جواب داد. جذب فوتبال قشنگ هلند بودیم که گل دوم هلند در دقیقه ۶۸ زده شد.

گل اسنایدر به برزیل

گل اسنایدر به برزیل در دقیقه ۶۸

گلی که باعث شد روحیه هلندی‌ها فوق‌العاده بهتر بشه و در عوض سیستم برزیلی‌ها بهم بریزه. به‌طوری که فلیپو ملو (بازیکنی که به خاطر گلی که به خودشون زده بود، احساس گناه می‌کرد) از شدت عصبانیت در دقیقه ۷۳ خطایی برروی آرین روبن کرد، که منجر به اخراج شدنش شد. دقایق پایانی بازی رو با کلی استرس به پایان رسوندیم و با سوت پایان بازی، با خوشحالی تمام، سالن رو ترک کردیم. بازی خیلی خوبی بود و برای شخص من از قهرمانی مهم‌تر بود.

وسلی اسنایدر، گفتگوی بعد از بازی

ما به جهان نشون دادیم که هلند در برابر برزیل بازی فوق‌العاده‌ای بود. در نهایت برزیل رو بعد از دو دوره شکست دادیم. برای ۴۵ دقیقه دوم، ما تمام برروی دفاع حریف حمله کردیم و با گل پاداش خود را گرفتیم. ضربه زدن با سر برای من احساس خوبی بود و من خیلی خوشحال هستم.

فردا هم داریم می‌ریم تو همین سینما برای دیدن بازی آرژانتین-آلمان که منتظر دیدن بازی زیبایی هستم.

منبع عکس: سایت فیفا

بانک اطلاعات شهری ۹۰

خرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۱۰ دیدگاه

تا جایی که به یاد دارم، آشنایی من با کتاب اول از طریق کتاب بانک اطلاعات شهری مربوط به سال ۷۵ می‌باشد. نمی‌دونم که برای اولین دوره در این کتاب چه مقدار اطلاعات مربوط به شرکت‌ها و اماکن ثبت شده بود، ولی چیزی که یادمه اینه که در اون سال برای همه این کتاب خیلی جالب بود و این دو جلد کتاب زرد رنگ رو تو خیلی جاها می‌شد پیدا کرد. مخصوصا تو شرکت‌ها. اون موقع من در یه شرکت خدمات کامپیوتری کار می‌کردم و خودم به شخصه از نقشه این کتاب برای مراجعه به جاهای مختلف برای سرویس کامپیوتر خیلی استفاده می‌کردم.

کتاب اول قصد داره که نسخه جدید این کتاب رو تهیه و در دسترس قرار بده که به نام کتاب اول ۹۰ در اسفند ماه ۸۹ آماده و عرضه خواهد شد. در همین راستا کسانی که علاقه‌مند به ثبت آگهی شرکت خود در این کتاب می‌باشند، از هم‌اکنون می‌توانند برای درخواست آگهی با شرکت تماس بگیرند.

ویژگی های اصلی این دوره از کتاب:

  • کتاب اول ۹۰ بر خلاف دوره‌های گذشته به جای یک دوره ۱۸ ماهه در یک دوره ۹ ماهه آماده و تولید می شود .
  • کتاب اول ۹۰ به صورت کاملاً رنگی منتشر می شود .
  • کتاب اول ۹۰ به صورت یک بسته کامل حاوی ۳ محصول جذاب و کاربردی ارائه می شود
  • در صورت تمایل در جهت ثبت اطلاعات به صفحه درخواست آگهی در محصولات کتاب اول و یا با شماره تلفن ۸۸۸۴۶۰۹۰ داخلی ۲۱۰ مردانی تماس حاصل فرمایید.

    نمایندگان کتاب اول در اسرع وقت برای معرفی بهتر فضاهای تبلیغاتی و اطلاع رسانی مفید برای مراجعین محترم در کتاب اول ۹۰ ارتباط برقرار خواهند نمود.

این پکیج شامل: یک جلد دایرکتوری مشاغل + یک جلد کتاب نقشه شهر تهران + یک نسخه لوح فشرده (CD) مکان محور کتاب اول تحویل می گردد.

با هدف گسترش فرهنگ استفاده از اینترنت در امر اطلاع رسانی، کلیه مراجعین محترمی که با مطالعه تعرفه‌ی زیر از طریق سایت نسبت به حضور فعال در کتاب اول ۹۰ اعلام آمادگی نمایند از ۱۰ درصد تخفیف ویژه برخوردار می شوند .

تعرفه فضای تبلیغاتی کتاب اول دوره هشتم

لینک‌های کمکی:

ثبت رایگان مشخصات
خرید محصولات
معرفی محصولات

تلویزیون اینترنتی کتاب اول

اسفند ۸م, ۱۳۸۸ آیدین حبیبی Comments off

بالاخره بعد از حدود ۲ سال وبلاگ کتاب اول دوباره راه اندازی شد. و این بار یا سرویس جدید قصد داره که ارائه مطالب و ارتباط با مخاطب را از طریق ویدیو انجام بده. اولین ویدیو هم مختص به تفاوت های یلو پیجر (Yellow Pages) بین ایران و سایر کشورهاست. در این قسمت آقای بهشتی مدیر عامل شرکت کتاب اول، تفاوت های عمده میان تهیه اطلاعات، چاپ و توزیع یلو پیچز را توضیح می دهد.

در مطالب بعدی توضیحات بیشتری در مورد سرویس تلویزیون اینترنتی خواهم داد.

لطفا در مورد ویدیو کامنت بگذارید.

اخذ نمایندگی در شهرستان ها

اسفند ۷م, ۱۳۸۸ سید جمال الدین بهشتی Comments off

کتاب اول به منظور گسترش شبکه توزیع محصولات خود در شهرهای زیر، نماینده فعال می پذیرد:
اراک، اصفهان، اهواز، تبریز، رشت، ساری، شیراز، قم، کرج، مشهد، همدان، یزد

علاقمندان جهت دریافت اطلاعات بیشتر و آشنایی با شرایط اعطای نمایندگی با شماره تلفن ۸۸۳۲۶۰۶۱، واحد فروش کتاب اول، آقای نقدی تماس حاصل نمایند.

متن مصاحبه روزنامه جام جم با شرکت کتاب اول

دی ۱۶م, ۱۳۸۴ سید جمال الدین بهشتی Comments off

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد…

… همه چیز از سال ۷۳ شروع شد. یک جوان که آن موقع فقط ۲۸ سال داشت. بدون هیچ پشتوانه‌ای آمد و طرحی را تعریف کرد و آن‌قدر روی آن پافشاری کرد تا توانست فعل خواستن را به بهترین شکل ممکن صرف کند. این جوان ۱۲ سال پیش، کسی نیست جز سیدجمال‌الدین بهشتی که حالا مدیرعامل کتاب‌اوّل است؛ پایه‌گذار بانک اطلاعات شهری در ایران و البته در تهران. خودش به تنهایی و با نیروی خاصی کار را جلو برد. طرح را تعریف کرد، تبلیغات گسترده انجام داد و با مشکلاتی مبارزه کرد که حتی فکر آن‌ها آدم را خسته می‌کند، اما بهشتی نه تنها خسته نشد، که یک تیم ۱۰۰ نفره را هم پابه پای خودش همراه کرد تا این که امروز بتواند رتبه اول کار آفرینان رشد یافته و رتبه دوم کارآفرینان پیروز را در جشنواره شیخ بهایی امسال در اصفهان به دست آورد و این‌ها اتفاق نمی‌افتد، مگر با همت، خلاقیت و جسارت یک جوان، گفت‌وگوی کوتاهی با بهشتی، مدیرعامل کتاب‌اوّل و تعدادی از جوانان فعال گروهش انجام دادیم.
از روزهای خوب و بدشان گفتند از خاطرات کنار هم بودن و کارهای شبانه‌روزی‌شان. رمز موفقیت این گروه جوان که یک کار جدید را شروع کردند و حالا در کارشان حسابی استاد شدند. در جمله جمله حرفهایشان به چشم می‌خورد.
«برای شروع هر کار جدیدی که به آن علاقه‌مندید، باید انگیزه و پشتکار داشته باشید. اعتماد و اطمینان به خود و کارهایتان، ناامیدی را زیر پا می‌گذارد. این حرفی بود که تک تک آن‌ها به آن اشاره داشتند.»

- آقای بهشتی، چه طور شد که کتاب‌اوّل شد کتاب‌اوّل؟
اوایل سال ۷۰ من برای کاری در سازمان ملل به امریکا سفر کرده بودم. دو، سه سالی در آن‌جا کار فرهنگی می‌کردم و علاقه‌مند شدم جزییات آن طرح را در بیاورم و در داخل کشور پیاده کنم. از سال ۷۳ با فکر این کار به ایران برگشتم و به دنبال تأسیس اولین بانک اطلاعات شهری بودم. طرح را به مخابرات پیشنهاد کردیم که نپذیرفت؛ اما شهرداری به شدت استقبال کرد و گفت اگر این طرح خوب اجرا شود، می‌تواند روی چند بزرگراه تأثیر بگذارد.

- اسمش را چه طور انتخاب کردید؟
ما برای بومی سازی و عجین کردن مردم با این طرح به تبلیغات روی آوردیم. من از آقای کیارستمی خواستم تبلیغات ما را دست بگیرد و نام «کتاب‌اوّل» را ایشان به ما پیشنهاد کرد.

- با توجه به این که کار، کاری جدید بود، با مشکلات چه طور کنار آمدید و عمده مشکلات چه بود؟
ما دوره سختی را شروع کردیم. چون خیلی‌ جاها که مراجعه می‌کردیم تا اطلاعات را آماده به دست بیاوریم، اطلاعاتی در دست نداشتند! یا اگر اطلاعاتی بود، با پردازش درست و به روز نبود. به این نتیجه رسیدیم که اطلاعات موجود قابل تکیه نیست و مجبور شدیم خودمان با عملیات میدانی این طرح را شروع کنیم. همین جمع کردن و طبقه‌بندی اطلاعات، نیروی زیادی از ما گرفت. چون جامعه مدام در حال تغییر و تحویل است، این طرح مدام در حال به روز شدن است.

- چه نوع محصولی ارایه کردید که مسئولان جشنواره کارآفرینان شیخ بهایی تشخیص دادند کار شما متمایز است؟
ما توانستیم ۶ دوره کتاب‌اوّل را به روز کنیم. خود کتاب‌اوّل ما در هر ۲ سال یک بار به روز می‌شود ۴ کتاب تخصصی ارایه کردیم: کتاب ساختمان، پزشکی، صنایع غذایی و انفورماتیک. به علاوه CD های کتاب‌اوّل را در آوردیم و اطلاعات سایت ما که تقریباً به روز است. هر اتفاق و تغییری که روی بدهد، به فاصله حداکثر یک هفته در سایت دیده می‌شود.
به علاوه سعی کردیم اطلاعات سایت متناسب با نیاز جامعه خودمان باشد. کار مهم دیگرمان، پیاده‌سازی نقشه تهران بود. جدیدترین نقشه تهران را با تأکید بر شبکه خطی معابر ما ارایه کردیم. نکته‌ای که در خصوص اطلاع‌رسانی مهم است، این است که باید زیر ساخت جغرافیایی داشته باشد و من فکر می‌کنم مهم‌ترین چیزی که باعث شد تیم ما حایز رتبه بشود، نقشه‌ها و اطلاعات الکترونیکی بود که ارایه کرده بودیم، از جمله CD روی نقشه و طرح نقشه تهران را روی موبایل‌های نوکیا عرضه کردیم.

- ایده این کارهای جدید چه‌طور شکل می‌گرفت؟ جرقه‌ها فردی بود یا گروهی؟
ایده‌ شخصی است ولی اجرای آن یک کار گروهی است، نه شخصی. معمولاً در جلساتی که در طول هفته داریم، هرکسی پیشنهادهایش را مطرح می‌کند و روی آن بحث می‌کنیم. این خیلی مهم است که آن‌چه را در سطح دنیا اتفاق می‌افتد مرور کرد و ما این کار را کردیم، به علاوه این که طرح‌های ما برخاسته از نیازهای مردم بوده، یعنی هم نیازهای مردم را شناختیم و هم پیشرفت‌های دنیا را روی آن پیاده کردیم.

- چند درصداز نیروی فعال شما نیروهای جوان هستند؟
بالای ۸۰ درصد گروه ما جوان‌ها هستند.

- فکر می‌کنید جوان بودن تیم، چه‌قدر در پیشرفت و موفقیت کار نقش دارد؟
من اعتقاد دارم باید نیروی جوان را به کار گرفت. هر چند کار کردن با نیروی جوان سخت است. به نظر من، نیروی جوان مثل آتشفشان می‌ماند و مهار کردنش سخت است. اگر در کارها از نیرویی مثل آتشفشان استفاده نکنید، جلو نمی‌روید و همان جا که هستید باید بمانید. نیروهای من علاقه دارند کارهای فوق‌العاده انجام بدهند و خلاقیت داشته باشند.

- با توجه به این که خود شما هم در اوج جوانی دست به کار شدید، از ابتدا چه‌قدر توانایی در خودتان می‌دیدید و چه‌قدر ریسک کردید؟
بارها به بچه‌های مجموعه گفتم که در حال حاضر یک دهم بهشتی سال ۷۳ نیستم؛ چه از نظر خلاقیت و انرژی و چه از نظر انگیزه. اگر الان بخواهم طرح مشابهی را شروع کنم. انرژیم کفاف نمی‌دهد. همیشه به بچه‌ها می‌گویم برای شروع یک کار از ۲۰ تا ۳۰ سالگی خودتان را پر کنید. از ۳۰ تا ۴۰ سالگی هر کاری کردید، کردید وگرنه، بعدش دیگر اتفاق نمی‌افتد، خصوصاً با سرعت سرسام آور فناوری امروز.

- این جسارت دوران جوانی که ازش حرف می‌زنید، چه‌قدر در اعضای گروهتان وجود دارد؟
جسارت داشتن خیلی خوب است؛ اما جسارت همیشه باید همراه کمی تدبیر باشد. ما این‌جا افرادی را هم داشتیم که حد و اندازه خودشان را نشناختند و ضرر کردند.

- حالا این جسارت و تدبیر نیروی جوان شما چه‌طور شد که سر از جشنواره کارآفرینان شیخ بهایی در آورد؟
راستش کارهای ما خارج از محدوده کارهای کتاب‌اوّل نبود. عمده‌ترین چیزی که نظر آن‌ها را جلب کرد، طرح‌های نرم‌افزاری بود که مهم‌ترین آن‌ها جستجوی مشاغل تهران است. اگر شما در این نرم‌افزار تعدادی از بستگان و اطرافیانتان را جستجو کنید، در هفتاد – هشتاد درصد موارد به نتیجه می‌رسید و این کار کمی نبوده است.
سیستم‌های نقشه و به روز بودن آن‌ها با این که ما در شروع کار، از خارج از کشور الهام گرفتیم. برای اولین بار است که این کار انجام شده است.

- می‌دانید چرا نام کارآفرین را بر شما گذاشتند؟
شاید به ۲ دلیل که تولید، جمع‌آوری اطلاعات و دیگر کارهای مربوط به کتاب‌اوّل یک تعداد نیرو را مشغول به کار کرده است و دلیل دوم این که خود اطلاعات کتاب‌اوّل می‌تواند ایجاد کار کند.

- شما در میان صحبت‌های‌مان اشاره‌ای به رشته تحصیلی‌تان نکردید.
راستش من تحصیلات دانشگاهی ندارم!

- با توجه به این مسأله و سرعت پیشرفت فناوری که به آن اشاره کردید، جاهایی احساس کمبود نمی‌کردید؟
من شاید تعمداً تحصیلات را رها کردم. چون در میان اطرافیان خودم کسانی را می‌دیدم که با این که دانشگاه رفته بودند، اما بی‌کار بودند. به این نتیجه رسیدم که راه من دانشگاه نیست. البته این به این معنی نیست که با تحصیل و مطالعه و یادگیری مخالفم؛ اما به نظرم رسید شاید در اجرا موفق‌ترم. دنبال علاقه‌ام رفتم و الان هم راضیم.

پشت پرده کتاب‌اوّل
با چند نفر از مجموعه کتاب‌اوّل، چند ساعتی دور هم بودیم، از هر دری سخن گفتیم؛ اما چون فضا محدود بود، با استفاده از سیستم قطره چکانی ما حصل این حرف‌ها را روایت می ‌کنیم.
عباس مردانی، مدیر واحد کامپیوتر مجموعه است. خودش هم کامپیوتر خوانده، ۳۰ سال سن دارد و از سال ۷۹ مشغول به این کار شده است. اگر می‌خواهید بدانید وظیفه‌اش دقیقاً چیست، باید بگویم در واقع مسئول گردآوری، آنالیز و پردازش اطلاعات برای خروجی‌های مختلف اعم از کتاب، CD و سایت است. او مجموعه را موفق می داند و می‌گوید با توانایی که مجموعه‌مان دارد تا ۸۰ ، ۷۰ درصد موفق بوده است. دلیل صد در صد نبودن موفقیت را هم امکانات می‌داند و این که برای کار، خودِ بچه‌ها اطلاعات را جمع‌آوری کردند.
سروش ایوبی که از سال ۸۱ مشغول کار در مجموعه کتاب‌اوّل شده، در حال حاضر مدیر طرح و برنامه کتاب‌اوّل دوره ششم است و هم مقوله جمع‌آوری اطلاعاتی را که در جشنواره کارآفرینی مطرح شد را به عهده داشت. قبلاً هم مسئول سایت بوده. خیلی خوب از مشکلات و موانع موجود در راهی که پیموده‌اند، می‌گوید. خیلی خوب از عوامل موفقیت تیمشان می‌گوید و حرف دوستان دیگر را کامل می‌کند. هر چه باشد او مدیر طرح و برنامه است. وقتی می‌خواهم از موفقیت مجموعه‌شان به ویژه در جشنواره شیخ بهایی بگوید، به مقوله جمع‌آوری داده‌ها اشاره می‌کند. مثل همان چیزی که همه‌ی اعضای گروه خیلی برایش زحمت کشیده‌اند؛ چون همه بدون استثنا اول به سراغ آن می‌روند. اگر به اصل ماجرا کمی دقت کنیم، حق را به آن‌ها می‌دهیم.

ایوبی می‌گوید: جمع‌آوری داده‌ها، از سوی یک سازمان واحد انجام نمی‌شود یا چیزی به ما نمی‌دهند یا اگر می‌دهند، قابل استفاده نیست. در حالی که در همه جای دنیا داده‌ها از سوی یک سازمان دولتی یا آمار و تشکیلاتی تأمین می‌شود، در صورتی که ما خودمان این کارها را کردیم و همین هزینه‌ها را بالا می‌برد و ما مجبور می‌شویم تیراژ را پایین بیاوریم. در هیچ جای دنیا چنین محصولی را نمی‌فروشند؛ اما به دلیل محدودیت‌ها، دست شرکت‌هایی مثل ما بسته است. چون هنوز جامعه ما دید لازم را نسبت به این مسأله ندارد.

- به نظر می‌رسد برای جمع‌آوری اطلاعات و داده‌ها با اقشار مختلف رو به رو بودید، کمی از نحوه برخوردها بگویید.
آقای مردانی: خیلی وقت‌ها شب‌ها این‌جا بودم و نیمه شب تلفنی داشتم که نشانی از من خواسته یا ۱۲ شب به دنبال دکتر سوانح سوختگی بوده و ما کارش را راه‌انداختیم. از این موارد زیاد است. سال ۷۳ و ۷۴ یک مشارکت عمومی انجام شد برای جمع‌آوری اطلاعات؛ اما به علت هزینه‌های بالا نمی‌شود مدام این کار را انجام داد. ما هرروز همه روزنامه‌ها را تهیه می‌کنیم و به هرکسی که به روزنامه آگهی داده زنگ می‌زنیم و با این عنوان که می‌خواهیم اطلاعاتش را منتشر کنیم، اطلاعات جمع‌آوری می‌کنیم. ما در تهران حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد تخریب اطلاعات داریم که با این وجود، شاهکار می کنیم.

آقای ایوبی: برخی مخاطب‌ها هم با توجه به موقعیت شغلی‌شان برخورد تند و خشنی دارند. بچه‌های ما هم با توجه به وظایفی که برایشان تعریف شده، صبر و تحمل زیادی دارند. اینجا دو تا مشکل اساسی وجود دارد. یکی این که هنوز در فرهنگ جامعه ما استفاده از بانک اطلاعات شهری جا نیفتاده است و مردم ما عادت به این کار ندارند و دیگر این که خیلی‌ها به دلیل مسائل مالیاتی و ثبت شماره‌شان فرار می‌کنند.