یا علی گفتیم و عشق آغاز شد…

… همه چیز از سال ۷۳ شروع شد. یک جوان که آن موقع فقط ۲۸ سال داشت. بدون هیچ پشتوانهای آمد و طرحی را تعریف کرد و آنقدر روی آن پافشاری کرد تا توانست فعل خواستن را به بهترین شکل ممکن صرف کند. این جوان ۱۲ سال پیش، کسی نیست جز سیدجمالالدین بهشتی که حالا مدیرعامل کتاباوّل است؛ پایهگذار بانک اطلاعات شهری در ایران و البته در تهران. خودش به تنهایی و با نیروی خاصی کار را جلو برد. طرح را تعریف کرد، تبلیغات گسترده انجام داد و با مشکلاتی مبارزه کرد که حتی فکر آنها آدم را خسته میکند، اما بهشتی نه تنها خسته نشد، که یک تیم ۱۰۰ نفره را هم پابه پای خودش همراه کرد تا این که امروز بتواند رتبه اول کار آفرینان رشد یافته و رتبه دوم کارآفرینان پیروز را در جشنواره شیخ بهایی امسال در اصفهان به دست آورد و اینها اتفاق نمیافتد، مگر با همت، خلاقیت و جسارت یک جوان، گفتوگوی کوتاهی با بهشتی، مدیرعامل کتاباوّل و تعدادی از جوانان فعال گروهش انجام دادیم.
از روزهای خوب و بدشان گفتند از خاطرات کنار هم بودن و کارهای شبانهروزیشان. رمز موفقیت این گروه جوان که یک کار جدید را شروع کردند و حالا در کارشان حسابی استاد شدند. در جمله جمله حرفهایشان به چشم میخورد.
«برای شروع هر کار جدیدی که به آن علاقهمندید، باید انگیزه و پشتکار داشته باشید. اعتماد و اطمینان به خود و کارهایتان، ناامیدی را زیر پا میگذارد. این حرفی بود که تک تک آنها به آن اشاره داشتند.»
- آقای بهشتی، چه طور شد که کتاباوّل شد کتاباوّل؟
اوایل سال ۷۰ من برای کاری در سازمان ملل به امریکا سفر کرده بودم. دو، سه سالی در آنجا کار فرهنگی میکردم و علاقهمند شدم جزییات آن طرح را در بیاورم و در داخل کشور پیاده کنم. از سال ۷۳ با فکر این کار به ایران برگشتم و به دنبال تأسیس اولین بانک اطلاعات شهری بودم. طرح را به مخابرات پیشنهاد کردیم که نپذیرفت؛ اما شهرداری به شدت استقبال کرد و گفت اگر این طرح خوب اجرا شود، میتواند روی چند بزرگراه تأثیر بگذارد.
- اسمش را چه طور انتخاب کردید؟
ما برای بومی سازی و عجین کردن مردم با این طرح به تبلیغات روی آوردیم. من از آقای کیارستمی خواستم تبلیغات ما را دست بگیرد و نام «کتاباوّل» را ایشان به ما پیشنهاد کرد.
- با توجه به این که کار، کاری جدید بود، با مشکلات چه طور کنار آمدید و عمده مشکلات چه بود؟
ما دوره سختی را شروع کردیم. چون خیلی جاها که مراجعه میکردیم تا اطلاعات را آماده به دست بیاوریم، اطلاعاتی در دست نداشتند! یا اگر اطلاعاتی بود، با پردازش درست و به روز نبود. به این نتیجه رسیدیم که اطلاعات موجود قابل تکیه نیست و مجبور شدیم خودمان با عملیات میدانی این طرح را شروع کنیم. همین جمع کردن و طبقهبندی اطلاعات، نیروی زیادی از ما گرفت. چون جامعه مدام در حال تغییر و تحویل است، این طرح مدام در حال به روز شدن است.
- چه نوع محصولی ارایه کردید که مسئولان جشنواره کارآفرینان شیخ بهایی تشخیص دادند کار شما متمایز است؟
ما توانستیم ۶ دوره کتاباوّل را به روز کنیم. خود کتاباوّل ما در هر ۲ سال یک بار به روز میشود ۴ کتاب تخصصی ارایه کردیم: کتاب ساختمان، پزشکی، صنایع غذایی و انفورماتیک. به علاوه CD های کتاباوّل را در آوردیم و اطلاعات سایت ما که تقریباً به روز است. هر اتفاق و تغییری که روی بدهد، به فاصله حداکثر یک هفته در سایت دیده میشود.
به علاوه سعی کردیم اطلاعات سایت متناسب با نیاز جامعه خودمان باشد. کار مهم دیگرمان، پیادهسازی نقشه تهران بود. جدیدترین نقشه تهران را با تأکید بر شبکه خطی معابر ما ارایه کردیم. نکتهای که در خصوص اطلاعرسانی مهم است، این است که باید زیر ساخت جغرافیایی داشته باشد و من فکر میکنم مهمترین چیزی که باعث شد تیم ما حایز رتبه بشود، نقشهها و اطلاعات الکترونیکی بود که ارایه کرده بودیم، از جمله CD روی نقشه و طرح نقشه تهران را روی موبایلهای نوکیا عرضه کردیم.
- ایده این کارهای جدید چهطور شکل میگرفت؟ جرقهها فردی بود یا گروهی؟
ایده شخصی است ولی اجرای آن یک کار گروهی است، نه شخصی. معمولاً در جلساتی که در طول هفته داریم، هرکسی پیشنهادهایش را مطرح میکند و روی آن بحث میکنیم. این خیلی مهم است که آنچه را در سطح دنیا اتفاق میافتد مرور کرد و ما این کار را کردیم، به علاوه این که طرحهای ما برخاسته از نیازهای مردم بوده، یعنی هم نیازهای مردم را شناختیم و هم پیشرفتهای دنیا را روی آن پیاده کردیم.
- چند درصداز نیروی فعال شما نیروهای جوان هستند؟
بالای ۸۰ درصد گروه ما جوانها هستند.
- فکر میکنید جوان بودن تیم، چهقدر در پیشرفت و موفقیت کار نقش دارد؟
من اعتقاد دارم باید نیروی جوان را به کار گرفت. هر چند کار کردن با نیروی جوان سخت است. به نظر من، نیروی جوان مثل آتشفشان میماند و مهار کردنش سخت است. اگر در کارها از نیرویی مثل آتشفشان استفاده نکنید، جلو نمیروید و همان جا که هستید باید بمانید. نیروهای من علاقه دارند کارهای فوقالعاده انجام بدهند و خلاقیت داشته باشند.
- با توجه به این که خود شما هم در اوج جوانی دست به کار شدید، از ابتدا چهقدر توانایی در خودتان میدیدید و چهقدر ریسک کردید؟
بارها به بچههای مجموعه گفتم که در حال حاضر یک دهم بهشتی سال ۷۳ نیستم؛ چه از نظر خلاقیت و انرژی و چه از نظر انگیزه. اگر الان بخواهم طرح مشابهی را شروع کنم. انرژیم کفاف نمیدهد. همیشه به بچهها میگویم برای شروع یک کار از ۲۰ تا ۳۰ سالگی خودتان را پر کنید. از ۳۰ تا ۴۰ سالگی هر کاری کردید، کردید وگرنه، بعدش دیگر اتفاق نمیافتد، خصوصاً با سرعت سرسام آور فناوری امروز.
- این جسارت دوران جوانی که ازش حرف میزنید، چهقدر در اعضای گروهتان وجود دارد؟
جسارت داشتن خیلی خوب است؛ اما جسارت همیشه باید همراه کمی تدبیر باشد. ما اینجا افرادی را هم داشتیم که حد و اندازه خودشان را نشناختند و ضرر کردند.
- حالا این جسارت و تدبیر نیروی جوان شما چهطور شد که سر از جشنواره کارآفرینان شیخ بهایی در آورد؟
راستش کارهای ما خارج از محدوده کارهای کتاباوّل نبود. عمدهترین چیزی که نظر آنها را جلب کرد، طرحهای نرمافزاری بود که مهمترین آنها جستجوی مشاغل تهران است. اگر شما در این نرمافزار تعدادی از بستگان و اطرافیانتان را جستجو کنید، در هفتاد – هشتاد درصد موارد به نتیجه میرسید و این کار کمی نبوده است.
سیستمهای نقشه و به روز بودن آنها با این که ما در شروع کار، از خارج از کشور الهام گرفتیم. برای اولین بار است که این کار انجام شده است.
- میدانید چرا نام کارآفرین را بر شما گذاشتند؟
شاید به ۲ دلیل که تولید، جمعآوری اطلاعات و دیگر کارهای مربوط به کتاباوّل یک تعداد نیرو را مشغول به کار کرده است و دلیل دوم این که خود اطلاعات کتاباوّل میتواند ایجاد کار کند.
- شما در میان صحبتهایمان اشارهای به رشته تحصیلیتان نکردید.
راستش من تحصیلات دانشگاهی ندارم!
- با توجه به این مسأله و سرعت پیشرفت فناوری که به آن اشاره کردید، جاهایی احساس کمبود نمیکردید؟
من شاید تعمداً تحصیلات را رها کردم. چون در میان اطرافیان خودم کسانی را میدیدم که با این که دانشگاه رفته بودند، اما بیکار بودند. به این نتیجه رسیدم که راه من دانشگاه نیست. البته این به این معنی نیست که با تحصیل و مطالعه و یادگیری مخالفم؛ اما به نظرم رسید شاید در اجرا موفقترم. دنبال علاقهام رفتم و الان هم راضیم.
پشت پرده کتاباوّل
با چند نفر از مجموعه کتاباوّل، چند ساعتی دور هم بودیم، از هر دری سخن گفتیم؛ اما چون فضا محدود بود، با استفاده از سیستم قطره چکانی ما حصل این حرفها را روایت می کنیم.
عباس مردانی، مدیر واحد کامپیوتر مجموعه است. خودش هم کامپیوتر خوانده، ۳۰ سال سن دارد و از سال ۷۹ مشغول به این کار شده است. اگر میخواهید بدانید وظیفهاش دقیقاً چیست، باید بگویم در واقع مسئول گردآوری، آنالیز و پردازش اطلاعات برای خروجیهای مختلف اعم از کتاب، CD و سایت است. او مجموعه را موفق می داند و میگوید با توانایی که مجموعهمان دارد تا ۸۰ ، ۷۰ درصد موفق بوده است. دلیل صد در صد نبودن موفقیت را هم امکانات میداند و این که برای کار، خودِ بچهها اطلاعات را جمعآوری کردند.
سروش ایوبی که از سال ۸۱ مشغول کار در مجموعه کتاباوّل شده، در حال حاضر مدیر طرح و برنامه کتاباوّل دوره ششم است و هم مقوله جمعآوری اطلاعاتی را که در جشنواره کارآفرینی مطرح شد را به عهده داشت. قبلاً هم مسئول سایت بوده. خیلی خوب از مشکلات و موانع موجود در راهی که پیمودهاند، میگوید. خیلی خوب از عوامل موفقیت تیمشان میگوید و حرف دوستان دیگر را کامل میکند. هر چه باشد او مدیر طرح و برنامه است. وقتی میخواهم از موفقیت مجموعهشان به ویژه در جشنواره شیخ بهایی بگوید، به مقوله جمعآوری دادهها اشاره میکند. مثل همان چیزی که همهی اعضای گروه خیلی برایش زحمت کشیدهاند؛ چون همه بدون استثنا اول به سراغ آن میروند. اگر به اصل ماجرا کمی دقت کنیم، حق را به آنها میدهیم.
ایوبی میگوید: جمعآوری دادهها، از سوی یک سازمان واحد انجام نمیشود یا چیزی به ما نمیدهند یا اگر میدهند، قابل استفاده نیست. در حالی که در همه جای دنیا دادهها از سوی یک سازمان دولتی یا آمار و تشکیلاتی تأمین میشود، در صورتی که ما خودمان این کارها را کردیم و همین هزینهها را بالا میبرد و ما مجبور میشویم تیراژ را پایین بیاوریم. در هیچ جای دنیا چنین محصولی را نمیفروشند؛ اما به دلیل محدودیتها، دست شرکتهایی مثل ما بسته است. چون هنوز جامعه ما دید لازم را نسبت به این مسأله ندارد.
- به نظر میرسد برای جمعآوری اطلاعات و دادهها با اقشار مختلف رو به رو بودید، کمی از نحوه برخوردها بگویید.
آقای مردانی: خیلی وقتها شبها اینجا بودم و نیمه شب تلفنی داشتم که نشانی از من خواسته یا ۱۲ شب به دنبال دکتر سوانح سوختگی بوده و ما کارش را راهانداختیم. از این موارد زیاد است. سال ۷۳ و ۷۴ یک مشارکت عمومی انجام شد برای جمعآوری اطلاعات؛ اما به علت هزینههای بالا نمیشود مدام این کار را انجام داد. ما هرروز همه روزنامهها را تهیه میکنیم و به هرکسی که به روزنامه آگهی داده زنگ میزنیم و با این عنوان که میخواهیم اطلاعاتش را منتشر کنیم، اطلاعات جمعآوری میکنیم. ما در تهران حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد تخریب اطلاعات داریم که با این وجود، شاهکار می کنیم.
آقای ایوبی: برخی مخاطبها هم با توجه به موقعیت شغلیشان برخورد تند و خشنی دارند. بچههای ما هم با توجه به وظایفی که برایشان تعریف شده، صبر و تحمل زیادی دارند. اینجا دو تا مشکل اساسی وجود دارد. یکی این که هنوز در فرهنگ جامعه ما استفاده از بانک اطلاعات شهری جا نیفتاده است و مردم ما عادت به این کار ندارند و دیگر این که خیلیها به دلیل مسائل مالیاتی و ثبت شمارهشان فرار میکنند.