سید جمال الدین بهشتی

19 می 2010

متولد فروردین ۱۳۴۲ تهران

دارای دیپلم تجربی، تحصیلات آکادمیک ندارم.
از سال ۱۳۶۷ به موضوع اطلاع رسانی بسیار علاقمند شدم و در همان سال با همکاری برادر و دوستانم در انتشارات بین المللی الهدی که در آن زمان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود در همین زمینه اقدام به تهیه بانکهای اطلاعات کتب خارجی و همچنین با همکاری مشترک با کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران اقدام به تهیه کتب خارجی و تهیه بانکهای اطلاعاتی نمودیم.
در سال ۱۳۶۸ در انتشارات روزنه که مؤسسه خانوادگی، با همکاری برادران و خواهرانم تأسیس شده بود اقدام به صادرات کتب ایران به خارج از کشور نمودم. در این زمینه علیرغم مشکلات بسیار زیادی که پیش رو بود موفق به فروش و بازاریابی در میان مراکز مطالعات خاورمیانه برخی دانشگاهها شدم، برای بازاریابی بیشتر و توسعه فعالیتم با افراد بسیاری مشورت کردم، از جمله سفیر فرهنگی ایران در سازمان ملل در نیویورک (جناب آقای سید صادق خرازی) فعالیتهای اینجانب مورد توجه ایشان قرار گرفت و به سفارش ایشان بمنظور دوام بیشتر کتب ایرانی در میان ایرانیان آمریکا و دانشگاههائی که مراکز ایرانشناسی فعال داشتند به مقر دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل دعوت شدم و طی سه سال حضورم در نیویورک اقدام به تأسیس کتابفروشی صبا، و همچنین کمک به راه اندازی تلویزیون آفتاب نمودم و متعاقب آن اقدام به مطالعه روی جمعیت ایرانیان مقیم آمریکا نمودم که از این رهگذر با فرهیختگان بسیاری آشنا شدم و تلاش می کردیم ظرفیتهای داخل کشور را به آنها معرفی و آنها را دعوت به همکاری با داخل کشور کنیم.
برای آشنایی بیشتر با جمعیت ایرانیان مقیم آمریکا به یلوپیچزهای ایرانی مراجعه کردم و در سال ۱۹۹۱ (سال حضورم در آمریکا) موفق به جمع آوری ۱۳ یلوپیچز ایرانی در اقصی نقاط آمریکا شدم، این موضوع تعجب اینجانب را بسیار برانگیخت و علاقمند شدم در مورد یلوپیچزهای آمریکایی دقیق شدم و سازمان آنرا یافتم، این شد که به نتیجه رسیدم این پدیده می تواند بعنوان بهترین زیر ساخت توسعه کشور مورد توجه داخل کشور واقع شود.
یکی از یلویجزهای آمریکا را بعنوان الگو برگزیدم و با خود به تهران آوردم. راستش ابتدا برای طرح اینکه میتوان این کار را در ایران انجام داد مردد بودم . اول اینکه ، کار خیلی بزرگ مینمود درثانی در کشور زیر ساخت لازم برای راهبری اینگونه کارها وجود نداشت واز همه مهمتر اینکه اولین بار بود .
اول بار موضوع را با پی گیری فرآوان از طریق وزارت پست تلگراف و تلفن پیگیر شدم .خیلی امیدوار بودم ولی نشد. می گفتند:سالهاست میخواهیم این کار را انجام دهیم ولی به این نتیجه رسیده ایم ما نمی توانیم و لذا در نظر داریم موضوع یلو پیجز را به مناقصه بین المللی بگذاریم.
در مرحله بعد با در نظر گرفتن ابعاد پروژه و اینکه بر این باور بودم که مدیریت وقت شهرداری تهران ( آقای غلامحسین کرباسچی )فهیم است تصمیم گرفتم موضوع را با ایشان مطرح کنم . هر چند خیلی سخت گیری کردند ولی به آنها حق میدهم.خوشبختانه بعنوان یک حرکت نرم افزاری برای کمک به ترافیک شهر مورد توجه و حمایت قرار گرفت.
از بهمن ۱۳۷۳ کار راشروع کردم . راستش خیلی میترسیدم شکست بخورم ولی خیلی امیدوار بودم . اولین کارم برنامه ریزی بود که با کمک برادرم این کار بخوبی انجام شد . بعد دنبال عنوان و تبلیغات بودم که برای این کار خیلی فکر و مشورت کردم ، لازم بود با یک آدم خبره مشورت کنم . آقای عباس کیارستمی را یافتم . ایشان وقتی با ایده های من آشنا شد خیلی به این کار علاقمند شد و مرا بسیار یاری داد .کتاب اول نام و کمپین تبلیغاتی خود را مدیون ایشان است . و بنده برای این دلسوزی و زحمت مخلصانه ایشان همیشه سپاسگزار او بوده و هستم. نام کتاب اول با الهام از فیلم اولیهای خودش بدست آمد. نکته جالب در پایان دوره همکاری با کیارستمی این بود که او در زمان خودش همه کار را تمام کرد و همه کار های بعد از او دنباله صحبتهای خودش بود و هیچکس نتوانست بهتر از آن ارائه کند. دستش درد نکند.
بعد از اکران تبلیغات بسته و آشکار شدن عنوان کتاب اول در صدد جمع آوری اطلاعات و جمع آوری آگهی از کسبه بر آمدیم . اوایل شهریور ۷۴ عملیات میدانی را شروع کردیم . تهران را به یکصد و هشتاد بلوک تقسیم کردیم و در تلاش بودیم روشی را دنبال کنیم که چیزی از قلم نیفتد . بطور نسبی کارها به همان خوبی پیش می رفت که انتظارش را داشتیم . نهایتا تا اواخر اردیبهشت عملیات اجرایی طول کشید و با احتساب زمان چاپ اوایل شهریور ۱۳۷۵ اولین دوره کتاب چاپ و آماده عرضه شد.
اولین دوره کتاب اول با استقبال بسیار مردم وخصوصا شهروندان تهرانی مواجه شد. دویست هزار دوره چاپ کردیم و در اختیار عموم گذاشتیم . تمام محتویات اطلاعات تجاری اطلاعاتی بود که با اخذ وجه درج شده بود و علیرغم حجم زیاد اطلاعات این سیاست موجب عدم جامعیت کتاب بود لذا از سالهای بعد تصمیم گرفتیم پایه اطلاعات هر شهر وند را که شامل نام و مشخصات و آدرس و عنوان شغلی میشد بعنوان حقوق شهروندی لحاظ کنیم . این حرکت موجب شد کتاب اول جامع تر شود هر چند که کامل نشد.
از سال ۱۳۷۵ تاکنون بعلت مشکلات سیاسی که در شهرداری بوجود آمد متاسفانه حمایت شهرداری به حداقل ممکن رسید و این امر موجب افول در کار شد.
طی ده سال گذشته تاکنون موفق شدیم پنج دوره بانک اطلاعات شهری را بروز و منتشر کنیم و همچنین اقدام به انتشار بانکهای اطلا عات تخصصی ساختمان پزشکی غذایی و انفورماتیک کردیم .
بروز رسانی وچاپ نقشه تهران هم طی سالهای گذشته هم به زبان فارسی وهم به زبان لاتین در خلال کار هایمان انجام شد. سی دی از سال ۱۳۷۶ و اینترنت هم با آدرس www.ketabeavval.ir از سال ۱۳۸۱ در دستور کار قرار گرفت.
در شهرستانها برای جزایر کیش و قشم بانک اطلاعات تهیه کردیم . و در حال حاضر نمایندگی کتاب اول در استان آذربایجان شرقی فعال است.

  1. ۴ شهریور ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۶ | #1

    با سلام واحترام
    رزومه زیبای کار وبخشی از زندگی پر فراز ونشیب شما را خواندم ولذت بردم. واز شما آموختم. جناب بهشتی عزیز علاقمند هستم در زمینه کتاب -فیلمنا مه-مقاله همکاری داشته باشم. آیا امکانش هست؟ .ضمننا” اگر وقت کردید سری به سایت ما بزنید. ممنون.موفقوپیروز باشید.

دیدگاه ها مسدود است.