خانه > اجتماعی, تجربیات > راضی هستین؟

راضی هستین؟

۵ شهریور ۱۳۸۹ آیدین حبیبی

امروز حدود شش روزی هست که سرماخوردم که به تشخیص پزشک از نوع ویروسی هست. تمام این هفته هم به استراحت و گذروندن زمان زیادی جلوی تلویزیون گذشت. تو این هفته کلا چهار-پنج باری بیشتر بیرون نرفتم که سه بارش برای رفتن به دکتر بود.

بار اول چون تب داشتم، رفتم  اورژانس بیمارستان پارسیان که یکی از بیمارستان‌های مورد علاقمه که تقریبا برای موارد سرپایی می‌رم اونجا. البته این دفعه کمی فرق داشت. اون برخورد خوب همیشگی جاش خالی بود. از نفر اول تا آخر. بعد از معاینه اولیه پزشک رو دیدم و خلاصه بیماری رو توضیح دادم و اصرار داشتم که برای رفع تبم آمپول بزنم، که نظر دکتر غیر از این بود. من هم داروهام رو گرفتم و دو روز گذشت و هیچ تغییری احساس نمی‌کردم.

بعدش رفتم درمانگاه نزدیک خونمون تو گیشا که نظر یه دکتر دیگه رو داشته باشم. برای دکتر علاوه بر خلاصه بیماری، نسخه قبلی رو نشون دادم که شاید تو تصمیم‌گیری کمک کرده باشم. ولی بعد از نشون داده نسخه با سئوال عجیبی روبرو شدم. “هزینه ویزیت دکتر عمومی تو بیمارستان پارسیان چنده؟” دکتر پرسید. جواب دادم و دیگه صحبت دیگه‌ای درباره داروه‌ها نشد و معاینه من به سرعت برق و باد تموم شد و دکتر تجویز سه آمپول داد و من هم سریعا اقدام کردم. دو روز گذشت و متاسفانه دوباره هیچ بهبودی حاصل نشد.

تا اینکه تصمیم گرفتم با دوستان به بهانه هواخوری بریم بیرون، بلکه یه‌کم هوام عوض بشه. البته اون شام هم خیلی کمک نکرد و تنها پیشنهاد دوستم بود که گفت بریم درمانگاه. من‌هم کاملا استقبال کردم و رفتیم. برای درمانگاه جای بسیار تمیزی بود و نیاز به منتظر بودن زیاد نداشت. بعد از ۱۰ دقیقه‌ای دکتر رو دیدم و دوباره تمام داستان رو از اول تعریف کردم و ایشان هم با حوصله گوش داد. بلافاصله تشخیص سرماخوردگی ویروسی داده شد و چندتا آمپول زدم به همراه چندتا دارو و سرم. طبق دستور پزشک آمپول‌ها رو زدم و داروهای قدیم رو قطع کردم و داروهای جدید رو جایگزین کردم.

فردای اون روز حالم خیلی بهتر شده بود، اصلا قابل مقایسه با قبل نبود. خیلی انرژی داشتم و از این قضیه خوشحال بود. و کلی هم از دوستم برای پیشنهاد دادن درمانگاه شفا گستر ایرانیان تشکر کردم.

شاید این داستان برای خیلی از شماها تازگی نداشته باشه و خیلی‌ها تجربه مشابهی داشته باشین. ولی هدف من از تعریف این داستان چیز دیگه‌ای بود

به نظر من نمی‌شه گفت که دکتر آخری از دوتای اولی بهتره، چون تو یه ویزیت ۱۰ دقیقه‌ای برای من غیر پزشک کار خیلی سختیه. ولی به نظر من یکی از عواملی که باعث تفاوت شد، گوش دادن دکتر سعیدیان بود. ایشان خیلی خوب به بیمار گوش کرد و شاید همین باعث شد که بهتر در تشخیص تصمیم‌گیری کنند.

دلیل دیگه‌ی من برای نقل این داستان رضایت‌مندی افراد از شغلشون بود. به نظرم خیلی از برخوردهای نامناسب که روزمره در مشاغل مختلف مشاهده می‌کنیم، دلیل نارضایتی از شغل رو داره. فکر کنم که خیلی‌ها تو ایران به خاطر شرایط اجتماعی انتخاب‌های خودشون رو انجان می‌دن. که در آخر برای خودشون و جامعشون خوشایند نخواهد بود.

نکته: برای دوستانی که در گیشا زندگی می‌کنند، پیشنهاد می‌کنم که اگر روزی نیاز به پزشک فوری داشتید، درمانگاه شفا گستر ایرانیان رو امتحان کنید.
آدرس: گیشا، انتهای خ ۲۱، خ درگاهی، پ ۳۹ – تلفن ۸۸۲۸۲۸۰۰

لینک‌های مرتبط
معرفی محله کوی نصر (گیشا)

  1. ۱۰ شهریور ۱۳۸۹ در ۱۳:۵۵ | #1

    agha aidin vaghti too mamlekate ma 30000 pezeshke montazer tarh vojud dare dige rezayatmandi az shoghle pezeshki bi manie . too har senfi ham tedade naraziha bishtar az razihast. man khodam hoghugh khoondam kash mididin che zane khoone dar khoobi shodam va che madare ideali vase 2ta dokhtaram.

  2. ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ در ۰۶:۱۱ | #2

    درود دوست عزیز . جالب بود

دیدگاه ها مسدود است.