راضی هستین؟

۵ شهریور ۱۳۸۹ آیدین حبیبی بدون دیدگاه

امروز حدود شش روزی هست که سرماخوردم که به تشخیص پزشک از نوع ویروسی هست. تمام این هفته هم به استراحت و گذروندن زمان زیادی جلوی تلویزیون گذشت. تو این هفته کلا چهار-پنج باری بیشتر بیرون نرفتم که سه بارش برای رفتن به دکتر بود.

بار اول چون تب داشتم، رفتم  اورژانس بیمارستان پارسیان که یکی از بیمارستان‌های مورد علاقمه که تقریبا برای موارد سرپایی می‌رم اونجا. البته این دفعه کمی فرق داشت. اون برخورد خوب همیشگی جاش خالی بود. از نفر اول تا آخر. بعد از معاینه اولیه پزشک رو دیدم و خلاصه بیماری رو توضیح دادم و اصرار داشتم که برای رفع تبم آمپول بزنم، که نظر دکتر غیر از این بود. من هم داروهام رو گرفتم و دو روز گذشت و هیچ تغییری احساس نمی‌کردم.

بعدش رفتم درمانگاه نزدیک خونمون تو گیشا که نظر یه دکتر دیگه رو داشته باشم. برای دکتر علاوه بر خلاصه بیماری، نسخه قبلی رو نشون دادم که شاید تو تصمیم‌گیری کمک کرده باشم. ولی بعد از نشون داده نسخه با سئوال عجیبی روبرو شدم. “هزینه ویزیت دکتر عمومی تو بیمارستان پارسیان چنده؟” دکتر پرسید. جواب دادم و دیگه صحبت دیگه‌ای درباره داروه‌ها نشد و معاینه من به سرعت برق و باد تموم شد و دکتر تجویز سه آمپول داد و من هم سریعا اقدام کردم. دو روز گذشت و متاسفانه دوباره هیچ بهبودی حاصل نشد.

تا اینکه تصمیم گرفتم با دوستان به بهانه هواخوری بریم بیرون، بلکه یه‌کم هوام عوض بشه. البته اون شام هم خیلی کمک نکرد و تنها پیشنهاد دوستم بود که گفت بریم درمانگاه. من‌هم کاملا استقبال کردم و رفتیم. برای درمانگاه جای بسیار تمیزی بود و نیاز به منتظر بودن زیاد نداشت. بعد از ۱۰ دقیقه‌ای دکتر رو دیدم و دوباره تمام داستان رو از اول تعریف کردم و ایشان هم با حوصله گوش داد. بلافاصله تشخیص سرماخوردگی ویروسی داده شد و چندتا آمپول زدم به همراه چندتا دارو و سرم. طبق دستور پزشک آمپول‌ها رو زدم و داروهای قدیم رو قطع کردم و داروهای جدید رو جایگزین کردم.

فردای اون روز حالم خیلی بهتر شده بود، اصلا قابل مقایسه با قبل نبود. خیلی انرژی داشتم و از این قضیه خوشحال بود. و کلی هم از دوستم برای پیشنهاد دادن درمانگاه شفا گستر ایرانیان تشکر کردم.

شاید این داستان برای خیلی از شماها تازگی نداشته باشه و خیلی‌ها تجربه مشابهی داشته باشین. ولی هدف من از تعریف این داستان چیز دیگه‌ای بود

به نظر من نمی‌شه گفت که دکتر آخری از دوتای اولی بهتره، چون تو یه ویزیت ۱۰ دقیقه‌ای برای من غیر پزشک کار خیلی سختیه. ولی به نظر من یکی از عواملی که باعث تفاوت شد، گوش دادن دکتر سعیدیان بود. ایشان خیلی خوب به بیمار گوش کرد و شاید همین باعث شد که بهتر در تشخیص تصمیم‌گیری کنند.

دلیل دیگه‌ی من برای نقل این داستان رضایت‌مندی افراد از شغلشون بود. به نظرم خیلی از برخوردهای نامناسب که روزمره در مشاغل مختلف مشاهده می‌کنیم، دلیل نارضایتی از شغل رو داره. فکر کنم که خیلی‌ها تو ایران به خاطر شرایط اجتماعی انتخاب‌های خودشون رو انجان می‌دن. که در آخر برای خودشون و جامعشون خوشایند نخواهد بود.

نکته: برای دوستانی که در گیشا زندگی می‌کنند، پیشنهاد می‌کنم که اگر روزی نیاز به پزشک فوری داشتید، درمانگاه شفا گستر ایرانیان رو امتحان کنید.
آدرس: گیشا، انتهای خ ۲۱، خ درگاهی، پ ۳۹ – تلفن ۸۸۲۸۲۸۰۰

لینک‌های مرتبط
معرفی محله کوی نصر (گیشا)

بعضی وقت‌ها تو ایران هم میشه خرید اینترنتی راحت داشت

۱۰ مرداد ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۲ دیدگاه

چند وقتی بود که دوباره تو ساختمونمون میز پینگ پنگ گذاشتیم و با همسایه‌ها و دوستا هفته‌ای چندبار بازی می‌کنیم. خیلی خوبه و کلی هم ورزشه واسه خودش. هر از گاهی به مشکل تکنیکی برخورد می‌کنیم که مثلا خوردن راکت به میز خطاست؟ خوردن توپ به گوشه‌های میز و بیرون رفتن درسته؟ اصلا تو بازی‌های قانونی چیزی به اسم «تعیین» هست یا ابتکار آماتورهاست.

هر دفعه هم یه قانون برای خودمون درمی‌‌آریم. بهترینش اینه‌که چون سقف پارکینگ خیلی بلند نیست، برای همین اگر توپ به سقف خورد و وارد میز حریف شد، بازی درسته و باید ادامه پیدا کنه. خلاصه همسایمون چندبار به من گفت که قوانینش رو چک کنم. من هم چندتا سایت من‌جمله سایت خود فدراسیون پینگ پنگ (من نفهمیدم که اسم این ورزش تو ایران پینگ پونگه یا تنیس روی میز؟) و یک مطلب تو ویکی‌پدیا که خیلی کامل نبود و چندتا هم غلط دیکته‌ای داشت رو نگاه کردم. از اونجایی که خودم صمبل قلت دیکطه‌ای هستم، وظیفه‌ی خود دونستم تا شبانه یه اکانت تو ویکی‌پدیا درست کنم و غلط‌ها رو اصلاح کنم.

و به‌دلیلی که می‌خواستم قوانین رو پرینت بگیرم و تو پارکینگ نصب کنم، اصرار داشتم که مطلب فارسی پیدا کنم. بعد از اینکه کلی گشتم و خیلی موفق نبودم، شروع به گشتن کتاب کردم. فکر کردم که بهتره اسم کتاب رو پیدا کنم و بعد از یه‌جایی اگه بشه تلفنی سفارش بدم که دیگه لازم نباشه تا انقلاب برم.

یه‌هو با سایت بسیار جالب آدینه بوک برخورد کردم که هر دو نیاز پیدا کردن و سفارش دادن کتاب رو برام حل کرد. از روی طراحی سایت می‌شه متوجه شد که نحوه کارش مثل سایت آمازون هستش. حالا به غیر از اینکه می‌تونست بهتر هم باشه و در بعضی جاها شاید گیج‌کننده باشه، ولی به نظرم خیلی خوب کار می‌کنه و مهمتر از همه اینکه سریع هستش. به راحتی کتاب مورد نظرم یعنی «قوانین و مقررات تنیس روی میز ۲۰۰۸-۲۰۰۹» رو پیدا کردم و سفارش دادم. قیمت خود کتاب ۲۰٫۰۰۰ ریال بود و دو انتخاب برای پست بود. اولی پست معمولی (فکر کنم بین ۷-۱۰ روز) به قیمت ۱۵٫۰۰۰ ریال و پست سفارشی (فکر کنم بین ۳-۶ روز) به قیمت ۱۸٫۵۰۰ ریال. من پست سفارشی رو انتخاب کردم که مجموع قیمت سفارش من شد ۳۸٫۵۰۰ ریال. سه انتخاب (بانک پارسیان، سامان و پاسارگاد) برای پرداخت بود که من به راحتی با بانک سامان پرداخت کردم. البته قبلا هم یه تجربه خوب تو پرداخت آنلاین اینترنت داتک داشتم.

فروشگاه اینترنتی کتاب آدینه بوک

فروشگاه اینترنتی کتاب آدینه بوک

متاسفانه الان سه روز از سفارش گذشته و کتاب هنوز به دستم نرسیده؛ به همین خاطر نمی‌تونم در مورد زمان پست نظری بدم. ولی دو نظر تو قسمت سفارشات بود که هردو می‌گفتن به موقع و تو بسته‌بندی مناسب تحویل گرفتن.

در کل تجربه بسیار خوبی برای من بود و می‌خواستم به بقیه هم پیشنهاد بدم. من خودم خیلی کتاب‌خون نیستم، یعنی بیشتر مطالب آنلاین (البته رو کتاب خونیم هم دارم کار می‌کنم) رو می‌خونم. ولی اونایی که کتاب دوست دارن، شاید بدشون نیاد که یه سری به این سایت بزنن. البته اگه تا الان این سایت رو نشناسن.

لینک‌های مرتبط

آدینه بوک
سایت بخوان داتکام
لغت نامه دهخدا

پی‌نوشت: کتاب در روز چهارشنبه، یعنی حدودا یک‌هفته بعد از سفارش به دستم رسید. فکر می‌کنم که این مدت زمان برای پست‌های داخلی زیاده. جالبه که هفته‌ی پیش هم همون موقع‌ها کتاب The Smashing Book رو سفارش داده بودم که باید از آلمان فرستاده می‌شد، که این کتاب دوشنبه بدستم رسید. یعنی همون حدود یک‌هفته.

گزارش کارکرد سایت در تیر ماه ۸۹

۵ مرداد ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۴ دیدگاه

یکی از آمارهای سایت که نسبت به سه ماه گذشته رشد مثبتی داشته، بانس‌ریت (Bounce Rate) هستش. که به کمترین حد خود یعنی ۸/۷۷ درصد رسیده است. به گفته‌ی اویناش کاشیک از کارشناسان گوگل:

به نظر من بدست آوردن بانس‌ریت زیر ۲۰ درصد خیلی مشکله؛ به هرچیزی بالای ۳۵ درصد باید توجه کرد و بانس‌ریتی بیش از ۵۰ درصد نگران کننده است

بانس‌ریت چیست؟

به‌طور کلی، اگر بازدیدکننده‌ای از هر طریقی وارد سایت شود و پس از بازدید یک صفحه، سایت را ترک کند؛ به اصطلاح این بازدید بانس (بیرون افتادن) شده است. فرمول محاسبه آن نیز از طریق زیر حساب می‌شود:

بانس‌ریت= مجموع تعداد بازدیدهای تک صفحه‌ای/مجموع تعداد کل صفحات بازدید شده

عوامل زیر در ایجاد شدن بانس‌ریت موثر می‌باشند:

  • کلیک‌کردن برروی لینکی به خارج از سایت
  • بستن تب یا صفحه مربوط به سایت
  • نوشتن آدرس جدید در مرورگر اینترنت
  • برگشتن به صفحات قبلی و خروج از سایت به سایت دیگر
  • باقی ماندن در سایت بدون استفاده از آن

به‌علاوه موضوعات بالا، یک عامل کلی برای این مشکل وجود دارد. و آن مطابق نبودن صفحه نمایش داده شده با موضوع درخواست بازدیدکننده است. تصور کنید که در موتور جستجو کلمه‌ای را جستجو می‌کنید، و در لینک‌های پیداشده، همان اولین یا دومین گزینه را کلیک می‌کنید. ولی به جای رسیدن به مطلب مورد نظر خود، به صفحه‌ای پر از تبلیغ برخورد می‌کنید که هیچ موضوعیتی با جستجوی شما ندارد. در عمل این‌گونه سایت‌ها فقط کلمات جستجو شده را دریافت می‌کنند و به‌صورت انبوه در صفحات سایت خود جا می‌دهند. به این نوع سایت‌ها هم «اسپم» گفته می‌شه.

به تازگی گوگل سرویس جالبی به نام «گزارش اسپم» برای پاک کردن اینگونه سایت‌ها ارائه کرده، که می‌توانید با ثبت سایت مورد نظر اسم اون سایت رو از لیست بانک اطلاعات گوگل حذف کنید. واقعا با این‌کار کمک بزرگی در استفاده بهینه از اینترنت کردید.

در زیر نمودار مقایسه بانس‌ریت خرداد ماه ۸۹ با تیر ماه ۸۹ را مشاهده می‌کنید.

نمودار مقایسه بانس‌ریت بین خرداد و تیر ماه ۸۹

نمودار مقایسه بانس‌ریت بین خرداد و تیر ماه ۸۹

متاسفانه تعداد بازدید صفحات سایت به دلیل مشکلات فنی که در تیرماه پیش آمده، با حدود ۱۱ درصد کاهش به ۲/۴ میلیون صفحه کاهش داشته است.

نمودار مقایسه تعداد صفحه بازدید شده در خرداد و تیر ۸۹

نمودار مقایسه تعداد صفحه بازدید شده در خرداد و تیر ۸۹

از آمارهای جالب که می‌تونه دلیلی برای داشتن بانس‌ریت پایین سایت باشه، مدیریت جستجوی صفحات سایت هستش. همانطور که در نمودار زیر مشاهده می‌کنید بیش از ۷۸ درصد از ترافیک سایت از طریق موتورهای جستجو به سایت فرستاده می‌شود. یعنی اینکه اطلاعات ثبت‌شده در سایت به طوری برای موتورهای جستجو قابل دسترس می‌باشند که نیازی برای وارد شدن به سایت کتاب اول و جستجوی مستقیم نمی‌باشد. همچنین با بیش از ۳ میلیون لینک از سایت‌های دیگر به سایت ما، حدود ۱۴ درصد ترافیک نیز از طریق سایت‌های معرفی کننده به سایت ما ارسال می‌شود.

نمودار منابع ترافیک سایت در تیرماه ۸۹

نمودار منابع ترافیک سایت در تیرماه ۸۹

در زیر هم نمودار بازدید از شهرهای مختلف ایران نمایش داده می‌شود. ۵ شهر اول به ترتیب تهران، یزد، اصفهان، تبریز و مشهد می‌باشند.

نمودار بازدید سایت از شهرهای ایران

نمودار شهرهای بازدیدکننده

اگر نظری در رابطه با این گزارش دارید و یا اطلاعات بیشتری نیاز دارید، حتما در قسمت دیدگاه مطرح کنید.

خاطرات کتاب اول

۲۹ تیر ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۳ دیدگاه

کتاب اول در سال ۱۳۷۳ فعالیت خود را شروع کرد و اولین شرکت در زمینه یلو‌پیجز (Yellow Pages) در ایران بود. در ابتدا کتاب اول شروع به جمع‌آوری اطلاعات مشاغل در تهران کرد و تاکنون بیش از ۲۰۰٫۰۰۰ مرکز شغلی در بانک اطلاعات این شرکت ثبت شده است. و در سال ۱۳۷۴ اولین نسخه از کتاب بانک اطلاعات کتاب اول منتشر شد.

در ابتدا انگیزه‌ی واحدی برای شروع این پروژه در ایران بود. اونهم صرفه‌جویی در وقت و هزینه. و با استفاده از الگوبرداری صحیح از یلوپیچز کشور آمریکا پیاده سازی شد. در ویدیوی زیر جمال الدین بهشتی، مدیر عامل شرکت کتاب اول درباره تاریخچه راه‌اندازی شرکت توضیح می‌دهد.

کلا خودم از راه‌اندازی بسترهای اطلاعاتی خیلی استقبال می‌کنم. و یه قسمتی از این ویدیو هست که درباره دیدگاه تهیه کنندگان و مصرف کنندگان کتاب‌های یلوپیجز صحبت می‌شه:

مردم تا جایی که امکان داره اطلاعاتشون رو از تلفن یا اینترنت تهیه می‌کنند و اعتقادشون اینه‌که حرکت در سطح شهر باید برای تفریح باشه نه برای کار

واقعا تصور کنید که اگر سرویس‌دهی شهری در ایران طوری باشه (که معمولا هم به نظر من اینطوره) که نیازی به مراجعه حضوری نباشه و از طریق تلفن یا اینترنت نیاز مردم حل بشه. به خصوص برای شهرهایی مثل تهران که ترافیک، آلودگی هوا و رفت و آمد از مشکلات اصلی شهر می‌باشند.

ویدیوی دیگری هم در مورد مقایسه نحوه تولید یلوپیجز در ایران و سایر کشورها تولید شده که یکی از پربیننده‌ترین ویدیوهای ما می‌باشد. در زیر این ویدیو رو هم گذاشتم.

لینک‌های کمکی

تاریجچه‌ی کتاب اول
تمامی ویدیوهای کتاب اول

پی‌نوشت: در پست‌های قدیمی گزارشی از کتاب اول منتشر شده بود که خوندن اون خالی از لطف نیست.

نرم‌افزار ۱۵۰ هزار تومانی

۲۶ تیر ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۸ دیدگاه

چند روز پیش برای خرید چندتا نرم‌افزار رفتم به پایتخت. نیم‌ساعتی بود که داشتم دنبال جا برای پارک می‌گشتم ولی روز خیلی خوبی برای جا پیدا کردن نبود. بالاخره بعد از چرخیدن تو جردن و ولیعصر، کنار پل میرداماد چندتا جای پارک پیدا کردم. با رعایت فاصله سه ماشین از تابلوی مطلقا ممنوع (فاصله سه ماشین از تابلو رو یه بار یه پلیس به من موقع پارک کردن تو خیابون بیهقی نزدیک آرژانتین گفته بود) پارک کردم.

تا پایتخت پیاده رفتم و اونجا کارم نیم ساعته تموم شد و سریع به سمت ماشین برگشتم. البته فکر می‌کردم که دارم به ماشین برمی‌گردم ولی غافل از اینکه ماشینی درکار نبود. وقتی رسیدم به جای پارک، مطمعن بودم که ماشینم سرجاش نیست. اول نگران شدم که ماشینم رو دزد برده، ولی بعد فکر کردم که احتمال دزدی تو جای به این شلوغی ممکن نیست. از مسئول پارکینگ زیر پل سئوال کردم که آیا اینجا جرثقیل اومده بود و اون آقا هم تایید کرد و گفت که ماشینت رو بردن. خوشبختانه پارکینگ ماشین‌ها دو کوچه بالاتر از اسکان تو خیابون ولی‌عصر بود.

تو راه که می‌رفتم پیش خودم فکر می‌کردم که چقدر سریع این اتفاقات افتاد و اینکه از صبح خودم هم به این فکر بودم که با تاکسی برم ولی خیلی حوصله نداشتم. تا اینکه رسیدم به پارکینگ و بین چند صدتا ماشین، سریع ماشینم رو پیدا کردم. اونجا یه کاغذ دادن دستم که باید تمام مدارک مورد نیاز رو برای ترخیص ماشین تهیه می‌کردم. ساعت یک بعد از ظهر بود و اداره ترخیص ساعت دو می‌بست.

فردای اون روز از صبح رفتم دنبال کارای ماشین. اول از همه گرفتن خلافی (از اسم این برگه خوشم نمیاد. خود به خود اسم خلاف‌کار روت می‌آد). قبل از گرفتن برگه، فکر می‌کردم من که قانون رو رعایت می‌کنم و نباید موردی باشه؛ ولی بعد از دیدن مبلغ ۱۷۳٫۰۰۰ تومنی، مطمئن شدم که پلیس‌ها اینطوری راجع به من فکر نمی‌کنن. چون هیچ کدوم از مواردی که از سال ۸۶ تا ۸۸ بود رو یادم نبود، به پیشنهاد بقیه اعتراض دادم. گفتن که دوساعت بعد اس.ام.اس برام می‌اد و بعد می‌تونم نتیجه‌ش رو بگیرم. دو ساعت شد و پیغام نیومد و من دوباره به دفتر پلیس+۱۰ رفتم و متوجه شدم که سرویس ارسال اس.ام.اس قطع بوده، (که ساعت ۲ اون روز یعنی بعد از چهار ساعت اس.ام.اس اومد.)، ولی جواب اعتراض اومده بود.  کل مبلغ شد ۱۲۱٫۰۰۰ تومن. بعضی‌ها می‌گفتن که بری دادگاه اعتراض کنی کمتر هم می‌شه. ولی چون من می‌خواستم همون روز ماشین رو دربیارم، با پرداخت این مبلغ راضی شدم و به مرحله بعد شروع به حرکت کردم. در اینجا باید از دوستم که از صبح بامن بود و با ماشینش منو اینور اونور می‌برد بسیار تشکر کنم.

قسمت اداری راهنمایی و رانندگی منطقه، بعد از چهارراه جهان کودک بود. خلاصه اینکه اونجا هم کارم انجام شد و تونستم تا ساعت ۳ بعداز ظهر ماشین رو در بیارم. که متاسفانه وقتی سوار شدم فهمیدم که صداهای جدید از قسمت چرخ ماشین میاد. ظاهرا به خاطر اینکه ترمز دستی ماشین بالا بوده، لنت ترمز نیم‌سوز شده. امروز هم توی خیابون دیدم که مردم همش به جلوی ماشین من اشاره می‌کنن. فهمیدم که به لطف آقای جرثقیل‌چی، یه طرف پلاک جلو هم کنده شده.

به هرحال، خرید نرم‌افزار Adobe Creative Suite CS4 به همراه Windows 7 بیش از ۱۵۰٫۰۰۰ تومن برای من خرج برداشت.

ولی همیشه یه سئوالی تو ذهن من هست که «معنی کلمه اول راهنمایی و رانندگی یعنی چی؟» منظورم اینه‌که چرا پس تو رانندگی کسی ما رو راهنمایی نمی‌کنه. یه‌راست جریمه می‌کنه.

لینک‌های کمکی
پایگاه آموزش مجازی رانندگی
جدیدترین آیین‌نامه راهنمایی و رانندگی ویژژژژژه… تهران! (دانلود)

اتوبوس‌های تندرو یا بزرگ‌راه کندرو؟

۲۴ تیر ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۱ دیدگاه

به قول ویکی‌پدیا

بزرگ‌راه، راهی است که خطوط رفت و برگشت آن جدا از یکدیگر باشند و معمولاً در درون شهرها ساخته می‌شود و گاه اجباراً دارای تقاطع‌های هم‌سطح، میدان‌ها و چراغ راهنمایی نیز هستند. بر پایهٔ تعریف مرکز آمار ایران بزرگراه «راهی است حداقل با چهار خط که مسیر رفت و برگشت آن به طور فیزیکی از یکدیگر مجزا و تقاطع‌های آن می‌تواند به صورت هم‌سطح باشد.» بزرگراه‌ها، به منظور کاهش ترافیک طراحی می‌شوند.

هر چقدر فکر می‌کنم، باز هم به این نتیجه می‌رسم که راه‌اندازی این دو خط مخصوص اتوبوس‌های تندرو در بزرگراه چمران (پارک‌وی) از سریعترین پروژه‌هایی بوده که از زمان تصمیم‌گیری تا راه‌اندازی اون خیلی طول نکشید. به شکلی که تقریبا از پنجشنبه تا شنبه هفته پیش (۱۷ تا ۱۹ تیر) و دو روز تعطیلی یک‌شنبه و دوشنبه که برای گرمای هوا بود، جداسازی مسیر اتوبوس‌ها در سمت جنوب به شمال از پل گیشا تا شهربازی سابق تموم شده بود. از شروع این پروژه، مسدود کردن دوربرگردان پل گیشا و نمایشگاه بین‌الملی از معظلات بزرگی بوده که هنوز این‌کار تموم نشده، مشکلات ترافیکی این منطفه رو چند برابر کرده. نمی‌دونم که وقتی تماما راه‌اندازی بشه، چی می‌شه؟!

مسیر راه‌اندازی اتوبوس‌های سریع‌اسیر

بزرگراه چمران مسیر شمال به جنوب

راستش من دلیل این همه عجله برای راه‌اندازی این پروژه رو متوجه نشدم و ای کاش که اول این طرح برای مدتی به‌صورت آزمایشی استفاده می‌شد و در صورت موفقیت کامل راه‌اندازی می‌شد. حالا آیا راه‌اندازی این پروژه چقدر می‌تونه به رفت و آمد کمک کنه رو باید بعدا دید. ولی از شواهد فعلی، ترافیک شدیدی در قسمت پل گیشا ایجاد کرده و باعث شده که تمام کسانی که می‌خوان از سمت جنوب به شمال چمران وارد گیشا بشن، تا ورودی اتوبان حکیم حرکت کنن و بعد دور بزنن و به سمت گیشا برگردند. این یعنی دوبرابر کردن حجم ترافیک ورودی اتوبان حکیم!

ورودی به بزرگ‌راه حکیم از برزگ‌راه چمران

ورودی به بزرگ‌راه حکیم از برزگ‌راه چمران

مطلب بعد اینکه ظاهرا قراره کلا تعداد ۷ عدد اتوبوس تندرو (BRT) در این مسیر در حرکت باشه. و تا جایی که من دیدم این مسیر هیچ خروجی جز مبداء و مقصد نداره و اگر یکی از این اتوبوس‌ها در مسیر خراب بشه، تمام اتوبوس‌های پشتی گیر می‌افتن و حتی امکان امدادرسانی هم خیلی مشکل خواهد شد.

مهم‌تر از همه این‌که بزرگ‌راه چمران یکی از راه‌های اصلی اتصال شمال-جنوب بوده و با این‌کار قطعا در رفت و آمد این مسیر اختلال خواهد افتاد.

راستش من که به شخصه خیلی دوست دارم استفاده از وسائل نقلیه عمومی خیلی راحت بشه و امکان رفت و آمد با اتوبوس و مترو فراگیرتر بشه تا بلکه از رانندگی تو این ترافیک راحت بشیم. امیدوارم!

لینک خبر
سایت ایلنا

مشترک بلاگ ما شدید؟

دوستان عزیز.

چند روزی هست که سرویس جدیدی برای مشترکین اضافه کردیم. همونطور که در عکس زیر می‌بینید، امکان اشتراک توسط ایمیل از این طریق ممکن شده است.

قسمت اشتراک از طریق فید یا ایمیل

قسمت اشتراک از طریق فید یا ایمیل

فقط کافیست که ایمیل خود را وارد کرده و در صفحه بعد (مطابق با عکس زیر) کد داده شده را در قسمت مربوطه وارد کنید.

صفحه واردکردن کد رمز برای ثبت‌نام

صفحه واردکردن کد رمز برای ثبت‌نام

در نهایت برای تایید صحت آدرس، ایمیلی با عنوان «Activate your Email Subscription to: بلاگ کتاب اول» به شما فرستاده میشه که فقط نیاز به کلیک کردن روی لینک آن می‌باشد. فقط مطمئن باشید که قسمت «Bulk یا Junk» ایمیلتون رو چک کنید که شاید ایمیل به اشتباه اونجا رفته باشه.

پس از این، شما مشترک ایمیلی ما هستین :)

پی نوشت: البته دوستداران خوراک (feed) مثل سابق می تونن از فید بلاگ کتاب اول استفاده کنند.

نمایشگاه نگاه گذر در متروی تهران

چندروز پیش به توصیه دوستم سروش تصمیم گرفتم که برای دیدن نمایشگاه هنری به متروی تهران برم. بعد از پایان کارم تو شرکت از خیابان سمیه به سمت ایستگاه طالقانی راه افتادم. مقصدم ایستگاه بهشتی بود. دقیقا سه ایستگاه مترو. فکر نکنم ۱۰ دقیقه بشتر شد.

قرار بود که به اون ایستگاه (بهشتی) برم تا از راه‌اندازی نمایشگاه هنری دیدن کنم و شاید هم چندتا عکس برای این پست بگیرم. خیلی مطمئن نبودم که بشه تو مترو عکس بگیرم و خودم رو آماده کرده بودم که رسیدم اونجا اون متن توی ذهنم رو برای افراد مختلف تکرار کنم. می‌گفتم: «سلام، من از کتاب اول اومدم و می‌خواستم از این گالری خوشنویسی توی مترو یه گزارش تهیه کنم و اگه ممکنه که من چندتا عکس بگیرم …» همینطور که اینارو با خودم مرور می‌‌کردم و بعضی وقتها هم به خودم جواب می‌دادم که اونا می‌گن «برو آقا از فلان جا مجوز بیار، برو با فلانی صحبت کن و …»

در بین راه دوربینم رو روشن کردم که برای عکس‌برداری آماده باشه. وقتی پیاده شدم، یه‌کم محیط برام جدید بود، چون این دومین باری بود که سوار مترو می‌شدم. اولین‌بار پارسال بود که با دوستم از ایستگاه بازار تا هفت تیر اومدیم و واقعا لذت بردم. خیلی مسیرم برای مترو سوار شدن مناسب نیست. به هر حال وارد ایستگاه شدم و یه‌کم جلوی ایستگاه قدم زدم و بعد چند عدد از کارهایی با تابلوی «نگاه گذر» دیدم و گفتم که خوبه همین چندتاست. همین الان عکس می‌گیرم و بعدش می‌رم. ازش چندتا عکس با عجله گرفتم که شاید عکس خوبی هم نباشه و با عجله به سمت  راه‌روی خروجی رفتم.

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

اونجا که رسیدم، دیدم که اصل کاری اینجاست و تمامی آثار خطاطی توی راهرو به نمایش گذاشته شدن. تا انتهای راه‌رو رفتم و تمامی کارهای هنری رو دیدم و بعد سعی کردم که یه‌جا وایستم تا خیلی رفت و آمد نداشته باشه که چندتا عکس بگیرم. دوتا عکس زیر رو هم با عجله گرفتم و به سمت راه‌روی خروج حرکت کردم.

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

نمایشگاه نگاه گذر در ایستگاه متروی بهشتی

همونطور که می‌بینید، تعدادی آثار خوشنویسی در این مکان به نمایش گذاشته و علاقه‌مندان برای دیدن و حتی خریدن این آثار می‌تونن دست به‌کار بشن. به نظر من انتخاب ایستگاه مترو به عنوان یکی از پرترددترین مکان‌های عمومی، فضای بسیار مناسبی برای ترویج فرهنگ آشنایی با کارهای هنری است.

شاید شماها هرروز از مترو استفاده می‌کنین و این آثار رو چندین بار دیده باشین و دقت لازم رو نکرده باشین. ولی برای من این‌کار تو تهران جالب بود.

نکته جالب: در حالی که تو راه‌روی خروج بودم، همش حواسم به در و دیوار و تابلوها و هشدارها بود و تمامی علائم ممنوعه من جمله سیگار، سگ و غیره ممنوع ولی هیچ علامتی برای عکاسی ممنوع نبود. ضایع شدم و اومدم بیرون.

سایت متروی تهران که آدرسش رو توی منابع در زیر نوشتم، هیچ اشاره‌ای به این گالری نکرده، و من فقط از قسمت  فرهنگ مترو سواریش استفاده کردم.

منابع
متروی تهران
فرهنگخانه

تاریخچه سایت کتاب اول

تاریخچه سایت کتاب اول

تاریخچه سایت کتاب اول

سایت  کتاب اول به آدرس ketabeavval.ir در سال ۱۳۸۰ یعنی هفت‌سال بعد از شروع فعالیت کتاب اول راه‌اندازی شد. نسخه‌های اولیه بیشتر در فرمت فلش بوده و کم‌کم به فرمت متنی تبدیل شده‌اند. هدف از راه‌اندازی سایت دسترسی فراگیر مردم به اطلاعات بوده و این‌کار در موازات چاپ بانک اطلاعات کتاب اول بود.

به گفته الکسا، سایت کتاب اول در سال ۲۰۰۱ (۱۳۸۰) راه‌اندازی شده و نسخه‌هایی هم از صفحات اولیه در این آدرس موجود می‌باشد.

نمونه تبلیغات قدیمی

مجددا در اوایل سال ۸۴ تحولات بسیاری برای سایت کتاب اول در دستور کار قرار گرفت و اجرای آن تا اواسط سال به طول انجامید و محصول آن نسخه کاملا جدید سایت در سال ۸۵ شد.

طراحی برای سایت در سال ۸۴

طراحی سایت در سال ۸۴

تعداد بازدید کنندگان

متاسفانه گزارش کاملی از تعداد بازدیدکنندگان اولی سایت موجود نیست، ولی گزارشی که مربوط به سال ۲۰۰۴ (۱۳۸۳) بود، حاکی از آن است که تعداد بازدیدکننده‌های ما در آن زمان روزی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر بوده که در ماه دسامبر (آذر) به حدود ۶٫۰۰۰ نفر رسیده بود. این ارقام در مقایسه با بازدیدکننده‌های فعلی به صورت قابل توجهی ارتقا پیدا کرده است. به طور مثال فقط در خرداد ماه ۸۹ تعداد بازدیدکنندگان به بیش از ۳۰۰٫۰۰۰ نفر رسیده است.

مخاطبین

از همان روزهای اول مخاطبین کتاب اول مشخص شدند  و اطلاعات سایت برای مشاغل مختلف مورد نیاز قرار گرفت. به طوری که هرروزه در بین ساعات اداری، بیشترین بازدید برروی سایت انجام می‌شد. نمودار زیر مربوط به سه ماه گذشته (فروردین-خرداد ۸۹) می‌باشد که در آن بیشترین بازدید بر حسب ساعت نشان داده شده است.

نمودار تعداد بازدیکنندگان بر حسب ساعت بازدید (فروردین-خرداد ۸۹)

نمودار تعداد بازدیکنندگان بر حسب ساعت بازدید (فروردین-خرداد ۸۹)

پراکنندگی بازدید

کتاب اول در ابتدا با هدف جمع‌آوری بانک اطلاعات مشاغل تهران راه‌اندازی شد و تا حد زیادی نیز به هدف خود نزدیک شد. به طوری که تا به امروز بیش از ۲۰۰٫۰۰۰ مرکز شغلی در بانک اطلاعات ثبت شده است. ولی این باعث نشد که تنها مخاطبین سایت از تهران باشند و برعکس به علت مرکزی بودن اکثر مشاغل در تهران، بازدید کنندگان بسیاری از نقاط مختلف ایران روزانه به این سایت مراجعه می‌کنند.

نمودار بازدید از شهرهای مختلف ایران در سه ماه گذشته (فروردین-خرداد ۸۹)

نمودار بازدید از شهرهای مختلف ایران در سه ماه گذشته (فروردین-خرداد ۸۹)

منابع
شناسنامه سایت کتاب اول
کتاب اول در سایت الکسا
بایگانی اینترنت
گزارشات کارکرد سایت

شگفتی در جام جهانی و سینما پردیس

۱۳ تیر ۱۳۸۹ آیدین حبیبی ۶ دیدگاه
طرفداران خوشحال آلمان بعد از بازی آلمان-آرژانتین

طرفداران خوشحال آلمان بعد از بازی آلمان-آرژانتین

امروز هم بازی آرژانتین-آلمان در دور یک‌هشتم بود و آرژانتین مغلوب بازی بسیار خوب و حساب‌شده آلمان شد و در نهایت بازی رو ۴ به صفر واگذار کرد. بازی آرژانتین رو به‌غیر از امروز دوست داشتم ولی بیشتر به خاطر حمایت از دوستم و برادرم به جمع طرفداران این تیم در سینما پردیس پیوستم.

امروز چون حواسم بیشتر از بازی دیروز جمع بود، بیشتر به دور و برم توجه داشتم و برای همین نکات بیشتری به چشمم اومد. اولین مشکل در بی‌نظمی کارکنان سینما بود. از روز اول قرار بود که بلیط‌های بازی‌ها از ۱۱ صبح روز بازی فروخته بشه، ولی این اتفاق نیافتاد و بلیط‌های بازی‌های دیروز و امروز رو تماما دیروز صبح فروختن؛ که بعد از اعتراض مردم، یک سالن برای بازی امروز (آرژانتین-آلمان) اضافه کردن. متاسفانه حتی با پرداخت ۵۰۰۰ تومان برای دیدن هر بازی سرویس ویژه‌ای از سمت سینما برای بینندگان ارائه نمی‌شه.

بازهم مثل دیروز، درب سالن دیر باز شد، با این تفاوت که دیروز به سرود ملی رسیدیم ولی امروز به سوت اول بازی. یه راست رفتیم سر جامون نشستیم و خودمون را آماده یک بازی هیجان‌انگیز کردیم.

فردریش، زننده سومین گل آلمان

فردریش، زننده سومین گل آلمان

شیشه اتاق آپارات تمیز نبود برای همین روی پرده یه لکه ۳-۲ متری نقش بسته بود و قسمت چپ تصویر روی پرده رو مختل کرده بود. اواسط بازی بود که سعی کردن با دستمال و شیشه پاک‌کن، شیشه رو تمیز کنن ولی خراب‌تر شد و همه صداشون دراومد. درآخر بین نیمه این مشکل حل شد. و چون تصویر از پروژکتور پخش می‌شد، رنگ و وضوح تصویر هم تنظیم نبود. ۱۰ دقیقه اول نیمه دوم، تماشاچیا خودشونو کشتن اینقدر گفتن «آقا تصویر خرابه، روشنتر، رنگ بده و حتی برای جلوگیری از ابهامات یکی هم گفت «Brightness خرابه!». بالاخره به لطف آقای پروژکشنیست (نمیدونم آیا اصلا همچین شغلی داریم یا نه) رنگ و تصویر هم درست شد.

لیونل مسی در بین سه بازیکن آلمان

لیونل مسی در بین سه بازیکن آلمان

حالا که نور سالن هم کم شده بود و مشکلات سالن کم‌کم برطرف می‌شد، نوبت به دوستای توی سالن رسید. یه چیز جالب امروز بین طرفداران (بیشتر آلمان) دیدم و اونم این بود که این دوستان اصلا به بازی تیمشون توجه نداشتند و متوجه نبودند که آلمان چقدر خوب بازی می‌کنه و کلا در این دوره از مسابقات بازیه خوبی از خودش ارائه کرده. ولی برعکس منتظر بودن که یه بازیکن آرژانتینی یه کار اشتباه بکنه؛ اینقدر هووو می‌کردن که بیا و ببین. یا اینکه هروقت تصویر مارادونا رو نشون می‌داد، انواع شعارها مثل «دیگو تیمتو وردارو برو – یواخیم سروره مارادونائه». چندتا دیگه که پشت ما نشسته بودن که من تا آخر بازی دقیقا نفهمیدن طرفدار کدوم تیمن. چون هر کی خراب می‌کرد، شاکی می‌شد و هر‌کی خوب بود با ماشاالله گفتن تشویقش می‌کرد. شاید هم طرفدار یک فوتبال تماشاگر پسند بود. کسی چی می‌دونه. چندنفر اون طرفتر هم دوستان دیگه بودن که فقط ایراد می‌گرفتن که چرا فلانی وحشی شده، چرا فلانی معتاده، فلانی فکر کرده که تو فوتبال بانوان بازی می‌کنه (نه اینکه فوتبال بانوان بد باشه، چون ظاهرا این بازیکن آرژانتینی مثل خانوما بازی می‌کرد. چی بگم؟) اونا هم ظاهرا طرفدار تیم آلمان بودن.

در نهایت بازی خیره کننده‌ای از آلمان دیدم و از مدیریت بازی اونها لذت بردم. یکم هم نگران شدم که اگه آلمان با هلند بیفته، بازی سختی در پیش خواهد بود.

کلوسه، رننده دو گل در دقایق ۶۸ و ۸۹

میروسلاو کلوسه، زننده دو گل در دقایق ۶۸ و ۸۹

من نتونستم یکی از مسئولان سینما پردیس رو پیدا کنم و کمی انتقاد کنم تا شاید کمی کیفیت کارشون بهتر بشه. ولی اگه شما دیدین، سلام من‌رو هم برسونین. ممنون

منبع عکس: سایت فیفا